علی شوهانی نژاد - ایلام
هفت راه مهم جهت داشتن یا رسیدن به روان سالم :
علی شوهانی نژاد - ایلام
علت هاي حسادت
نشانه هاي حسادت
انواع حسادت
راه درمان چيست و نحوه برخورد با افراد حسود چگونه است ؟!
![]()
علی شوهانی نژاد - ایلام
علی شوهانی نژاد - ایلام
محرم امسال به خون جوانان غزه رنگین است
وقتي كه تمام شد عزا مي آييم
با اسلحه ي اشك و دعا مي آييم
فعلا سرمان به كار هيئت گرم است
غزه ! تو صبور باش ما مي آييم!
*
با سينه زدن نميشوي يار حسين
تا روز ابد بپاست پيكار حسين
برخيز كه چشم غزه بر پيكر توست
سرباز حسين شو ، عزادار حسين
*
اين قلعه ي بسته حيدري ميخواهد
عباس صفت ، دلاوري ميخواهد
امروز كه غزه كربلايي دگر است
اسلام حسين ديگري ميخواهد
*
با ترس سفر سينه زدن بيهوده است
آنسوي خطر سينه زدن بيهوده است
از سينه سپر كردن اگر ميترسي
شب تا به سحر سينه زدن بيهوده است
*
صدها سر و دست و چشم و پايي ديگر
يك قتلگه خون و ندايي ديگر
پيچيده طنين درد ‹‹هل من ناصر››
در غزه ميان كربلايي ديگر
*
بگذار بساط آه و واويلا را
خواهيم گرفت رخصت آقا را
آغشته به خون است محرم امسال
بايد كه به غزه برد هيئت ها را
*
بيهوده مگو كه مرد ميدان هستيم
وقتي كه زفرياد گريزان هستيم
در غزه برادرانمان را كشتند
انگار نه انگار مسلمان هستيم
*
آغشته به زخمهاي سرگردانيم
از مصلحت سكوتتان حيرانيم
بر شانه علم شاخه زيتون داريم
امسال لهوف غزه را ميخوانيم
*
برخيز كه در عشق خطر بايد كرد
در راه خدا سينه سپر بايد كرد
از غزه صداي العطش مي آيد
ياران حسين(ع) را خبر بايد كرد
*
منبع: فارس
علی شوهانی نژاد - ایلام
سازندهترين كلمه "گذشت" است، آن را تمرين كن.
پرمعنيترين كلمه «ما» است، آن را به كار ببر.
عميقترين كلمه «عشق» است، به آن ارج بنه.
بيرحمترين كلمه "تنفر" است، از بين ببرش.
خودخواهانهترين كلمه "من" است، از آن حذر كن.
ناپايدارترين كلمه "خشم" است، آن را فرو ببر.
هدفمندترين كلمه "موفقيت" است،
علی شوهانی نژاد - ایلام
زمزمه انتظار

دلم قرار نمى گيرد از فغان بى تو
سپند وار زكف داده ام عنان بى تو
ز تلخ كامى دوران نشد دلم فارغ
زجام عشق لبى تر نكرد، جان بى تو
چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلى
پر است سينه ام از اندوه گران بى تو
نسيم صبح نمى آورد ترانه شوق
سر بهار ندارند بلبلان بى تو
لب از حكايت شب هاى تار مى بندم
اگر امان دهدم چشم خون فشان بى تو
چو شمع كُشته ندارم شراره اى به زبان
نمى زند سخنم آتشى به جان بى تو
ز بى دلى و خموشى چو نقش تصويرم
نمى گشايدم از بى خودى زبان بى تو
عقيق سرد به زير زبان تشنه نهم
چو يادم آيد از آن شكرين دهان بى تو
گزارش غم دل را مگر كنم چون امين(2)
جدا از خلق به محراب جمكران بى تو
سروده مقام معظم رهبرى حضرت آية الله خامنه اى (مدّ ظله العالى)
علی شوهانی نژاد - ایلام
علی شوهانی نژاد - ایلام
ارزش گريستن بر امام حسين (عليه السلام)

گريستن و مرثيهخوانى بر امام حسين (عليه السلام) از باب پيروى از پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) و خاندان پاكش، مستحب مؤكّد و از لوازم ايمان به پيامبر(صلي الله عليه و آله) است .
سيّد شرف الدّين عاملى در مقدمه كتاب "المجالس الفاخره" گويد:
«به مقتضاى اصل عملى، گريه، مرثيهخوانى، ذكر مناقب و مصائب و به سوگ نشستن بر همه درگذشتگان مؤمن و دادن خيرات و مبرّات به نيابت آنان مباح است. هيچ دليلى بر خلاف اين اصـل وجـود ندارد، بلكه رفتار و گفتار پيامبر(صلي الله عليه و آله) و امامان نيز آن را تاييد مىكند. حتى از برخى روايات، مستـحب بودن اين كارها نيز به ويژه در صورتى كه متوفّا، داراى آثارى سودمند باشد استفاده مىشود.
اين امر با مبانى مدنيـّت و اصـول عمران نيز مطابقت دارد. زيرا بزرگداشت شايستگان موجب تشويق ديگران است و اداى حقوق آنان سبب افزايش نظايرشان مىشود؛ و ذكر اخبار مربوط به آنان جهانيان را به پيروى از آنان رهنمون مىگردد. يادمان مصايبى كه پيشوايان در راه تعالى ملّت مىكشند، روح ايمان و هدايت را در آنان برمىانگيزد و مردم را سرسپرده و دلبرده آنان مىگرداند، هر چند روزگارى دراز بـر آن گـذشته باشد. در اين زمينه پنج موضوع در خور بررسى است؛ گريستن، مرثيهخوانى، يادكرد فضايل و مصايب، سوگوارى و مال بخشيدن از سوى متوفّا در راه خير؛ و اينها دقيقا همان امورى هستند كه شيعيان در مجالس حسينى(عليه السلام) بدانها مىپردازند.»(1)
در اين مقدمه در پى آنيم كه استحباب شرعى اين امور را اثبات كنيم و نشان دهيم كه شيعه در ايـن موارد پـيـرو خاندان عصمت و طهارت است، همچنين بيان كنيم كه اين قضيّه درباره مرد و زن يكسان است؛ و سوگوارىهاى شيعيان مبانى عقلى و فلسفى استوارى دارد.
مستحب بودن گريه بر گذشتگان
در جايز بودن گريه بر مؤمن هيچ ترديدى نيست زيرا اين امر در موارد متعدّدى از سيره پيامبر ديده مىشود و در اينجا فهرستوار به آنها اشاره مىگردد:
1- هنگام فوت عمو و سرپرستش، حضرت ابوطالب.(2)
2- هنگام شهادت عمويش، حضرت حمزه، در جنگ احد.(3)
3- هنگام شهادت پسر عمويش جعفر و شهادت زيد بن حارثه و عبدالله بن رواحه در جنگ موته. (4)
4 - هنگام وفات پسرش، ابراهيم .
«نقل است كه با مشاهده گريه پيامبر(صلي الله عليه و آله) عبدالرّحمان بن عوف گفت: اى پيامبر خدا شما هـم؟! حضرت فرمود: "اى پسر عوف! اين اشك مهر است." سپس به گريستن ادامه داد و فرمود: "چشم مىگريد و دل مىسوزد، امّا آنچه پروردگار نمىپسندد، بر زبان نمىآوريم. اى ابراهيم! از جدايى تو بسيار اندوهناكيم.» (5)
5- آن حـضرت در زيارت قبر مادرش، آمنه، به اندازهاى گريست كه اطرافيان را به گريه انداخت.(6)
6- در وفات يكى از دخترانش چشمانش غرق اشك شد.(7)
دربـاره اين كه پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) بر گذشتگان گريستهاند، روايات بسيارى وجود دارد كه در بـيشتر آنها ديگران نيز به گريستن تشويق شدهاند. از اين روايتها چنين نتيجه مىگيريم كـه گريه سنّت آن حضرت بوده است؛ و بدين لحاظ در جاى جاى سيره امامان (عليهم السلام) به چشم مىخـورد. آن بـزرگـواران بـه ويـژه در سـوگـوارى حـضـرت امـام حسين (عليه السلام) سفارش كردهاند كه دوسـتـانـشـان نـسـل بـعـد از نـسل، به عزادارى بپردازند. ميان صحابه پيامبر(صلي الله عليه و آله) نيز حالت طـبـيعى گريستن بر اموات، يك سنّت جارى بود. مرثيهسرايى و خواندن شعرهاى حزن انگيز براى گذشتگان نيز ميان آنان رايج بوده است.
7- آن حـضـرت در وفـات يـكـى از نوادگان دختريش مىگريست. سعد كه چنين ديد. گفت: "اى پـيـامـبـر خـدا! ايـن چـه اشكى اسـت؟" حـضـرت فـرمـود: "مِهرى است كـه خـدا در دل بـنـدگـان قـرار داده اسـت. همانا خداوند از مـيـان بـنـدگـان خـود، بـه مـهـرورزان مـهر مىورزد."(8)
8- در بـيمارى سعد بن عباده، آن حضرت با شمارى از صحابيان به عيادت وى رفت. حضرت گـريـسـت و يـاران نـيـز گـريـسـتـنـد. آنگـاه فـرمود: "خدا كسى را به خاطر اشك چشم و سوز دل عذاب نمىكند."(9)
9- هـنـگـامـى كـه رقـيـّه دخـتـر پـيـامـبر درگذشت، زنان بر وى مىگريستند و عمر آنها را با تـازيـانـه مـىزد و منع مىكرد. پيامبر(صلي الله عليه و آله) كه خود به آنان اجازه گريستن داده بود، فرمود: "بـگـذار تا بگريند."
سپس فرمود: "هر چه از دل و چشم باشد از خدا و از مهر است." سپس كنار قبر نشست . حضرت فاطمه (سلام الله عليها) نيز در كنارش بود و مىگريست و پدر اشكهاى وى را از سر مهر با جامه خويش پاك مىكرد.(10)
10- هـنـگامى كه عثمان بن مظعون درگذشت. پيامبر(صلي الله عليه و آله) چنان گريست كه اشك بر گونههاى آن حضرت جارى شد.(11)
11- هنگام درگذشت دخترش ام كلثوم، بر قبرش نشسته بود و مىگريست.(12)
12- هنگامي كه فاطمه دختر اسد بن هاشم، مادر حضرت على(عليه السلام) درگذشت، پيامبر خدا، با پيراهن خود وى را كفن كرد و بر او نماز گزارد و بر وى هفتاد تكبير گفت و درون قبر رفت و بـه اطـراف آن بـه گـونهاى اشاره مىكرد كه گويا آن را فراخ و صاف كند؛ و چون از قبر بيرون آمد چشمانش اشكبار بود.(13)
دربـاره اين كه پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) بر گذشتگان گريستهاند، روايات بسيارى وجود دارد كه در بـيشتر آنها ديگران نيز به گريستن تشويق شدهاند. از اين روايتها چنين نتيجه مىگيريم كـه گريه سنّت آن حضرت بوده است؛ و بدين لحاظ در جاى جاى سيره امامان (عليهم السلام) به چشم مىخـورد. آن بـزرگـواران بـه ويـژه در سـوگـوارى حـضـرت امـام حسين (عليه السلام) سفارش كردهاند كه دوسـتـانـشـان نـسـل بـعـد از نـسل، به عزادارى بپردازند. ميان صحابه پيامبر(صلي الله عليه و آله) نيز حالت طـبـيعى گريستن بر اموات، يك سنّت جارى بود. مرثيهسرايى و خواندن شعرهاى حزن انگيز براى گذشتگان نيز ميان آنان رايج بوده است.
سوگوارى و گريستن بر امام حسين (عليه السلام)
ابن عباس گويد: هنگام ولادت حـسين بن على (عليهماالسلام) قابلهاش يعنى صفيّه دختر عبدالمطّلب، او را نزد پيامبر آورد. حـضرت فرمود: "اى عمّه! فرزندم را به من ده." عرض كرد: "پدران و مادران به قربانت، چـطـور او را به تو بدهم در حالى كه هنوز او را پاكيزه نساختهايم؟" فرمود: "به آن كسى كـه جـان مـحـمـّد(صلي الله عليه و آله) در دسـت اوسـت سـوگـنـد! كـه خـداى مـتـعـال او را از عـرش خود پاكيزه ساخته است." پس دستها را جلو آورد و گرفت و سر را سوى نـوزاد بـرد و شـروع بـه بـوسـيـدن چـشـمـان و گـونههايش كرد و زبانش را مىمكيد چنان كه گويى دارد عسل يا شير مىمكد. سپس حضرت براى مدّتى گريست و چون به خود آمد گفت: خدا قاتلان تو را بكشد. صفيّه گويد: گفتم: "محمّد عزيزم! چه كسانى خاندان پيامبر(صلي الله عليه و آله) را مىكشند؟" فرمود: گروه ستمگر بنى اميه.(14)
پيامبر براى مدّتى گريست و چون به خود آمد گفت: خدا قاتلان تو را بكشد. صفيّه گويد: گفتم: "محمّد عزيزم! چه كسانى خاندان پيامبر(صلي الله عليه و آله) را مىكشند؟" فرمود: گروه ستمگر بنى اميه.
اسماء دختر عميس گويد:
يك سال پس از ولادت امام حسن (عليه السلام)، امام حسين (عليه السلام) به دنيا آمد و پيامبر(صلي الله عليه و آله) نزد من آمد و فرمود: اى اسـمـاء! پـسـرم را بـيـاور. مـن نوزاد را كه در قنداقهاى سفيد پيچيده بود به ايشان دادم. حـضـرت در گـوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و سپس او را بر دامن نهاد و گريست! گـفـتـم: پدر و مادرم فدايت! چرا مىگريى؟ گفت: بر فرزندم. گفتم: او نوزاد است و بـايـد شـادمـانى كرد. چرا بر او مىگريى؟ فرمود: اى اسماء! او را گروه ستم پيشه - كه خـدا از شـفـاعـتم محرومشان كند- خواهند كشت. و افزود: اى اسماء! اين خبر را به فاطمه مگو، زيرا تازه فرزند به دنيا آورده است.(15)
همچنين همسر عباس بن عبدالمطّلب گويد:
حـضـور پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) رسيدم و گفتم: يا رسول الله! ديشب خواب بدى ديدم. فرمود: چه خوابى؟ گفتم: خوابى سخت! فرمود: چه خوابى؟ گفتم: ديدم كه گويا پارهاى از تن شـمـا بـريـده و در دامـن من نهاده شد.
پيامبر فرمود: "خوب خوابى ديدهاى، فاطمه - به خواست خدا - پسرى مىآورد كه در دامن تو قرار خواهد گرفت." همان شد. حضرت فاطمه (عليهاالسلام)، حـسـيـن (عليه السلام) را بـه دنـيـا آورد و او چـنـان كـه پـيـامـبر(صلي الله عليه و آله) فرموده بود، در دامن من قرار گرفت .(16)
مواردي در باب سوگوارى امام حسين عليه السلام
ائمه اطهار در دوران زندگىشان بر آن حضرت مىگريستند و مجلس عزا بر پا مىكردند.
پيامبر(صلي الله عليه و آله) فرموده است:
"پـسـرم حـسين پشت كوفه كشته خواهد شد. واى بر كشندهاش و واگذارندهاش و هر كسى كه از يارى او دست بردارد." (17)
ابن عباس گفته است:
مـا و هـمـه خاندان پيامبر(صلي الله عليه و آله) هيچ شكى در اين نداشتيم كه حسين (عليه السلام) فرزند على (عليه السلام) در" طَفّ" كشته خواهد شد.(18)
در روز رسـتـاخـيـز، خـدا هـمـه گـذشـتگان و آيندگان را در دشتى گرد مىآورد و ندا مىدهد كه چـشـمـانتان را فرو ببنديد و سرهاتان را به زير افكنيد، تا فاطمه (عليهاالسلام)، دختر محمّد(صلي الله عليه و آله) از صـراط بـگـذرد. پـس چشمانشان را مىپوشانند و فاطمه (عليهاالسلام)، بر مركبى از مركبهاى رهوار بـهـشـت مـىآيـد و در آن حـال هـفـتاد هزار فرشته او را همراهى مىكنند و در جايى بلند از جايگاه رستاخيز مىايستد. سپس از مركب پياده مىشود و مىگويد: "پروردگارا! اين پيراهن فرزند من است. كه تو مىدانى چه بر سرش آوردهاند." پس از سوى خداى - عزّوجلّ - خطاب مىرسد كه اى فـاطـمـه! مـن تـو را خشنود مىسازم.
مىگويد: "پروردگارا! از قاتلش انتقام مرا بگير." خـداى مـتـعـال بـه شعلهاى از آتش امر مىفرمايد و آن شعله از دوزخ زبانه مىكشد و چنان كه پـرنـده دانـه بـرمىچيند قاتلان حسين بن على را بر مىچيند و سپس آنها را با خود به دوزخ بـاز مىگرداند تا به انواع عذاب شكنجه شوند. سپس حضرت فاطمه (عليهاالسلام) بر مركبش سوار مـىشـود، تـا به بهشت مىرسد. در اين حال فرشتگان و فرزندان و دوستانش از چپ و راست او را همراهى مىكنند.(19)
جبرئيل به پيامبر خـبـر داد كـه حـسـيـن (عليه السلام) در ساحل فرات كشته خواهد شد. و گفت: آيا مىخواهى كه بوى تربتش را به مشامت برسانم؟ گـفـتـم: بـله. پـس دسـت دراز كـرد و مـشتى خاك برگرفت و به من بخشيد. از اين رو است كه توان خوددارى از ريختن اشكم را ندارم.
ابوحِبره گفته است :
هنگام آمدن على (عليهالسلام) به كوفه با وى همراه بودم. حضرت به منبر رفت و پس از حمد و ستايش خـداونـد، فـرمود: هنگامى كه تبار پيامبرتان ميان شما فرود آيند، چگونه رفتار خواهيد كرد؟
گفتند: از آزمون خداوند درباره ايشان به خوبى بيرون خواهيم آمد.
فرمود: سوگند بدان كسى كـه جانم در دست اوست، به يقين آنان ميان شما فرود خواهند آمد و شما هم به سوى آنان خواهيد شتافت. سپس شعر زير را زمزمه كرد:
هُمْ اءَوْرَدُوهُمْ بِالْغُرُورِ و عَرَّدُوا احَبُّوا نَجاةً لا نَجاةً و لاعُذْرٍ(20)
آنان با فريب واردشان ساختند و گريختند. نجاتى را دوست داشتند كه نه نجاتى باقى ماند و نه پوزشى.
عبدالله حضرمى از پدرش كـه در جنگ صفّين پيشكار حضـرت عـلى (عليه السلام) بـوده، چـنـيـن نقل مىكند:
چـون عـلى (عليه السلام) در راه صـفـّيـن بـه نـيـنـوا رسـيـد، فـريـاد بـرآورد: اى ابوعبدالله! در سـاحـل فـرات شكيبا باش.
گفتم: منظور شما از ابوعبدالله كيست؟
فرمود: روزى به خدمت پـيـامـبـر خـدا رسـيـدم و ديـدم كـه چـشـمـانش اشكـبار اسـت. گـفـتـم: يـا رسـول الله! آيـا كـسـى شـمـا را بـه خـشـم آورده اسـت؟ فـرمـود: نـه! بـلكـه جـبـرئيـل انـدكـى پـيـش، از نـزدم بـرخـاسـت. او بـه مـن خـبـر داد كـه حـسـيـن (عليه السلام) در ساحل فرات كشته خواهد شد. و گفت: آيا مىخواهى كه بوى تربتش را به مشامت برسانم؟ گـفـتـم: بـله. پـس دسـت دراز كـرد و مـشتى خاك برگرفت و به من بخشيد. از اين رو است كه توان خوددارى از ريختن اشكم را ندارم. (21)
همچنين حضرت على (عليه السلام) در دوره حضور در كوفه به دخترش زينب فرمود:
دختركم! سخن همان است كه امّ ايمن به تو گفته است. گويى تو و زنان خاندانم را در همين شـهـر اسير و خوار و سرگردان و از بيم ربوده شدن در هراس مىبينم. پس بسيار بسيار شكيبا باشيد. (22)
نقل شده است كه روزى امام حـسين (عليه السلام) بـه ملاقات برادرش امام حسن (عليه السلام) رفت. چون به وى نگريست، شروع بـه گريستن كرد. امام حسن (عليه السلام) گفت: اى ابوعبداللّه! چرا مىگريى؟
پـاسخ داد: به خاطر بلايى كه بر سر تو مىآورند. امام حسن (عليه السلام) فرمود: بلايى كه بر سر من مىآورند، اين است كه مرا با خوراندن زهر مىكشند. ولى اى اباعبدالله هيچ روزى همچون روز تـو نيست! سى هزار تن كه خود را از امّت جدّمان محمّد(صلي الله عليه و آله) مىخوانند و به اسلام منسوب مىدانند گروه گروه سوى تو مىشتابند و براى كشتن و ريختن خونت و بى احترامى به حَرَمت و اسارت زن و فرزندت و چپاول اموال ارزشمندت اجتماع مىكنند. آن هنگام است كه فرزندان اميّه بـه لعـنـت خـدا گـرفـتـار مـىشـونـد و از آسمان خاكستر و خون فرو مىبارد و همه چيز، حتّى حيوانات بيابان و ماهيان دريا بر تو مىگريند.(23) همچنين به گزارش مسعودى (24) و ديگران .(25)
حضرت على (عليه السلام) در دوره حضور در كوفه به دخترش زينب فرمود:
دختركم! سخن همان است كه امّ ايمن به تو گفته است. گويى تو و زنان خاندانم را در همين شـهـر اسير و خوار و سرگردان و از بيم ربوده شدن در هراس مىبينم. پس بسيار بسيار شكيبا باشيد.
امام رضا(عليه السلام) ضمن حديثى فرمودهاند:
گـريـه كنندگان، بايد بر مثل حسين (عليه السلام) بگريند، زيرا گريه بر او گناهان بزرگ را مىشويد.
نيز آن حضرت فرموده است:
«هـرگـاه مـاه مـحـرم فـرا مـىرسـيـد، پـدرم موسى بن جعفر(عليهماالسلام)، خندان ديده نمىشد و پيوسته انـدوهناك بود، تا ده روز سپرى مىگشت و روز دهم، روز مصيبت و اندوه و گريهاش بود و مىگفت: عاشورا روز شهادت حسين (عليه السلام) است.» (26)
همچنين آن حضرت فرموده است:
«مـحـرم مـاهـى اسـت كه مردم دوران جاهليّت هم جنگ را در آن حرام مىشمردند، ولى (برخى از) اين امـّت، در ايـن ماه، ريختن خون ما را حلال شمردند و احترام ما را هتك كردند و زن و فرزندان ما را بـه اسـارت بـردنـد و چـادرهـامـان را آتـش زدنـد و اشياى قيمتى ما را به غارت بردند و احترام پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) را درباره ما ناديده گرفتند. روز شهادت حسين (عليه السلام)، پلكهامان را خست و اشك ما را روان سـاخـت و عـزّتمـان را در سـرزمـيـن كـرب و بـلا(اندوه و گرفتـارى) بـه خـوارى مبدّل ساخت و براى هميشه، روزگار اندوه و گرفتارى را براى ما به ارث گذارد؛ بنابراين گـريـه كنـنـدگـان، بـايد بر مثل حسين (عليه السلام) بگريند؛ زيرا گريستن بر آن حضرت گناهان بزرگ را مىشويد. (27)
پينوشتها:
1- المجالس الفاخره، سيد شرف الدين عالمى، 12، دار النعمان، نجف، 1386 ق .
2- السيرة الحلبيّه، حلبى، على بن برهان الدين، 1/382، مكتبه تجارى كبرى، مصر، 1382 ق ؛ السيرة، دحلانى، سيد احمد زينى، 1/97، مكتبه تجارى كبرى، مصر، 1382 ق .
3- همان، 2/268؛ السـيـرة، دحـلانى، 2/71 ؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، 3/395، دار احياء التراث العربى، بيروت؛ مـسند، ابن حنبل، 2/40 ؛ الطّبقات الكبرى، ابن سعد، 3/11 ؛ المستدرك ، حاكم ، 3/159؛ مجمع الزوائد، هيثمى، 6/118؛ ذخائر العقبى، 180.
4- مغازى، واقدى، 2/766، نشر دانش، اسلامى، 1405 ق؛ تاريخ الاسلام، 2/488، 496، 884 ؛ مـختـصـر تـاريـخ دمـشـق، ابن منظور، 6/73، 12/73، 9/357 ؛ صحيح، بخارى،2/92، دار احـيـاء التـراث العربى، بيروت؛ الاسـتـيـعـاب، ابـن عـبـدالبـر، 2/546، دار الجيل، اول، 1412 ق .
5- المـنـتـخـب مـن مـسـنـد، عـبـد بـن حـمـيـد، 309، عـالم الكـتـب، بـيـروت، اول، 1408 ق؛ مـسـنـد، ابـويـعـلى، 6/42؛ مـسـنـد، ابـن حـنـبـل، 2/273، 3/194، 147؛ سنن، ابوداوود، 3/193، تحقيق: محمد محيى الدين، عبدالحميد، دار احـيـاء السـنـّة النـبـويـّة؛ صـحـيـح، بـخارى، 1/155 ؛ الطّبقات الكبرى، 1/137 ؛ فتح البارى، ابن حجر، 3/173، اشراف: عبد العزيز بن عبداللّه، دارالمعرفة، بيروت .
6- صـحيـح، مـسلم، 1/359، 2/671؛ مـسنـد، ابـن حـنـبـل، 359 ؛ الطـّبـقـات الكـبـرى، ابـن سـعـد، 1/116 ؛ دلائل النبوة، بيهقى، 1/188؛ مختصر تاريخ دمشق، 15/31 ؛ سنن النسائى، سيوطى، 4/90 ؛ السنن الكبرى، نسائى 1/654.
7- صـحـيـح، بـخـارى، 2/100 ؛ مـسـنـد، ابـن حـنـبـل ، 45/132، 157، 5/41، 204 ؛ السـنـن، ابـن مـاجـه، 1/505، 06 ؛ السـنـن الكبرى، نسائى، 1/605 ؛ صحيح، مسلم، 2/635 ؛ مجمع الزوائد، هيثمى، 3/17-18.
8- صحيح، بخارى، 2/100 ؛ صحيح، مسلم، 1/340 .
9- همان، 2/106؛ صحيح، مسلم، 1/341، 2/636 .
10- مـسـنـد، ابـن حنبل،1/335،5/41؛ الطّبقات الكبرى، ابن سعد، 3/290؛ مجمع الزوائد، 3/17،9/302،سنن، ابوداوود،3/192.
11- هـمـان، 6/43، 55، 206 ؛ المـعـجـم الكـبـير، 10/405، 25/146؛ سير اعلام النبلاء، 5/481.
12- الطّبقات الكبرى، 8/38؛ الغدير، علامه امينى، 8/231، مكتبة الا مام اميرالمؤمنين (عليه السلام)، تـهـران، چهارم، 1396ق؛ مسند، ابن حنبل، 3/126؛ المستدرك، حاكم، 4/47؛ السنن الكبرى، 4/53.
13- مـسـتـدرك، حـاكـم، 3/108؛ المـعجم الاوسط، 1/151، مجمع الزوائد، 9/256؛ مختصر تـاريـخ دمـشـق، 12/73 ؛ تـاريـخ المـديـنـة المـنـورة، ابن شبّه، عمر، 1/123، دار الفكر، قم،1410ق؛ وفـاء الوفـاء، سـمـهـودى، عـلى بـن احـمـد، 3/797، دار احـيـاء التـراث العربى، بيروت، چهارم، 1404ق ؛ مغازى واقدى، 2/766؛ تاريخ الا سلام، ذهبى، 2/489 - 488.
14- مناقب اميرالمؤمنين (عليه السلام)، محمّد بن سليمان، (متوفاى 320ق )، 2/234 .
15- عـيـون اخـبـار الرضـا(عليه السلام)، صـدوق، مـحـمد بن على، 2/28، مؤسسه اعلمى، بيروت، اول ،1404ق .
16- ام الفضل از شير فرزندش، به امام حسين (عليه السلام) نيز مىداد.
17- ترتيب الا مالى، المرشد باللّه، 177، 183، 184.
18- المـسـتـدرك، حـاكـم نـيـشـابـورى، 3/179 ؛ مـقـتـل الحـسـيـن، خـوارزمـى، فصل 8 ؛ الخصائص الكبرى، سيوطى، عبدالرحمن بن ابى بكر، 2/126، دار الكتب العلمية، بيروت .
19- المعجم الكبير، 3/117 ؛ ترتيب الامالى، 2/82 ؛ مجمع الزوائد، 9/191.
20- همان .
21- المـسـنـد، ابـوبـكـر البـّزار، 3/101، مـؤسـسـة عـلوم القـرآن، بـيـروت، اوّل، 1409 ق ؛ كـشـف الاستار، 3/231 ؛ ترتيب الا مالى، 1/184؛ المصنّف، 15/97 ؛ المسند، ابـن حـنـبل، 1/85 ؛ الملاحم و الفتن، ابن طاووس، على بن موسى، 93، مطبعه حيدريه، نجف، سوم، 1382 ق؛ مجمع الزوائد، 9/187.
22- بحارالانوار، علامه مجلسى ، 45/383.
23- الامالى، شيخ صدوق، 101، مؤسسة الاعلمى، بيروت، پنجم، 1410 ق .
24- اثبات الوصية، مسعودى، على بن حسين، 135، مطبعه حيدريه، نجف .
25- بحارالانوار، 44/331 ؛ اللهوف، 21.
26- وسائل الشيعه، 5/394 ؛ علل الشرائع، 2/225.
27- همان، 5/392؛ أمالى، صدوق، 64.
برگرفته از كتاب سرشك خوبان، محمدباقر محمودي، با تصرف
علی شوهانی نژاد - ایلام

| مهر ترا به روضه رضوان نمى دهم |
| اين لطف ذوالعطاست من آسان نمى دهم |
| اشكى كه در عزاى تو ريزم ز ديدگان |
| آن اشك را به لؤ لؤ و مرجان نمى دهم |
| من عاشقم بروى تو اى شاه تشنه لب |
| آن عشق را بقيمت اين جان نمى دهم |
| جان مى دهم در سر كوى تو يا حسين |
| آن تربتت بملك سليمان نمى دهم |
| مى ميرم از فراق تو شاها نظر نما |
| لطف تو را به لعل بدخشان نمى دهم |
| من آرزوى جمال تو يا حسين |
| اين آرزو به منصب شاهان نمى دهم |
| در وقت احتضار كشم انتظار تو |
| تا بر سرم پا ننهى جان نمى دهم |
| شيرى كه خورده ام شده با حب تو عجين |
| اين حبّ را بطور موسى عمران نمى دهم |
| من در عزاى تو نالم چو ناى نى |
| اين سوگ را بحق تو پايان نمى دهم |
| من تشنه جمال تو هستم اى شها |
| اين تشنه گى به چشمه حيوان نمى دهم |
| دم مى زنم ز نام تو هر صبح و هر مسا |
| اين دم زدن به حور و به غلمان نمى دهم |
| كمتر گداى كوى توام كنز لافتا |
| درويشيم به جود حاتم دوران نمى دهم |
| نام تو گر بگوش رسيد مى خرم ز جان |
| اين صوت را به بلبل خوشخوان نمى دهم |
| آن غنچه اى كه بوى تو دارد بكام خود |
| آن غنچه را به صد گل خندان نمى دهم |
علی شوهانی نژاد - ایلام
ماه سید الشهداء، ماه خون و قیام محرم الحرام بر دوست داران اهل بیت عصمت
و طهارت (ع) تسلیت باد.

سلام بر حسین
سلام بر ابوالفضل
سلام بر بانوی عشق زینب
محرم هم از راه رسید...
علی شوهانی نژاد - ایلام
علی شوهانی نژاد - ایلام
اولـيـن حـجـت به حـق بـاشـد عـلـي(ع)
نـورعـالـم از حـريـمـش مـنـجـلـي
دومـيـش باشـد حسـن سبط رسول(ص)
نـور چـشـم فاطـمه يعني بتول(س
)سومـــيــن بـاشــد حـسـيـن(ع)كربــــلا
سـرور خـيـل شـهـيـدان بـي چــرا
چـهـارمـيـن بـاشـد علي بن حسـيـن(ع)
ديــده ي عــبّـاد را نــور دوعــيـــن
پـنـجـمـيــن شــد بــاقـــر(ع) آل عـبـــا
هـم نـشـان نـام او با مصطفي(ص
)شـشمين جعـفر(ع)رئـیس مـذهب است
صـادق دیـن خـدا و مكــتـب اســت
هـفـتمـيـن اخــتـر بود موســاي (ع)مـا
کـاظـم الـغـیـظاسـت از خوف خدا
هشـتمـیـن باشد علی موسي الرضا(ع)
گـرد شـمـع مـشـهـدش جانـهـای ما
نهمـیـن اخـتـر مـحـمـد (ع) خـوانـمش
هــم تــقــی بــا نــام او مـیـدانـمــش
دهـمـيـن حجـت علي(ع) شـد بـا نـقـي
مــايـه ي فــخـر جــهـان مـتـقـي
يـازده بــاشــد امــامـم او حـســن(ع)
کــز درون مــا بــرد درد و مـحن
حـجـت(عج) اعــظـم امــامِ ره گـــشـا
اخــريـن اخـتـر بــود در ديـن مــا
چـون رسـد ان لحـظه ي موعود نــور
حـضرت مـهـدي(عج)كند برما ظهـور
علی شوهانی نژاد - ایلام
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
ستار گلمکانی صاحب بزرگترین
بنگاه ملک و ماشین شهر
۱ماه تکیه راه می اندازد
و خودش در روز تاسوعا
سر مردم گل می مالد
و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
قدرت سامورایی!
شب ها در تکیه لخت می شود
و میانداری می کند
و روزها مردم را لخت می کند
و زورگیری ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار
را از بساطش جمع می کند
وآخرین ورژن! پوسترهای علی اکبر (ع)
و حضرت عباس (ع)
را در بساطش پهن ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
آقای صولتی
تا پایان اربعین تمام پاساژش
را سیاه می کند
و تا آخر سال هم مشتری هایش را!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
قادر روزهای تاسوعا و عاشورا
قمه می زند و علم می کشد
ولی در ماه رمضان
سیگار ازلبش نمی افتد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
سیامک چشم چران!
که پاتوقش همیشه خدا
نزدیک مدارس دخترانه است
در دسته جات عزاداری
اسفند دود می کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
نیما پشت ماکسیمایش می نویسد
"من سگ کوی حسینم"
ولی هیچ وقت از چارلی!
سگ ۱۱ماهه اش دور نمی شود!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
حاج مجید مداح معروف شهر
بابت ۷ ساعت مداحی
حقوق ۵۰ روز
یک کارگر را می گیرد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
جباری رییس شرکت
لبنیات شیر تو شیر!
۳۰شب شیر صلواتی
به خلق خدا می دهد
و ۳۳۵ روزهم
با اضافه کردن آب
شیرشان را می دوشد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
به جای آنکه ما
بر مصیبت مولا بگرییم
مولا بر مصیبت ما می گرید!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
حاج آقا کلامی
۹شب مردم را به تقوی دعوت می کند
ولی در شب دهم
سر زود پایین آمدن از منبر
با هیت امنا دعوی می کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
هیت امنای مسجد ...علیه السلام!
درست وقت اذان ظهر عاشورا
اطعام عزاداران را شروع می کنند
و بعد از آن با انرژی و فلوت!
سینه می زنند و گریه می کنند !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
کل یوم عاشورا
یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه
کل ارض کربلا
یعنی...چند مسجد و چند تکیه !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی خورشید
عصر عاشورا غروب کرد
او هم می رود
تا سال بعد !
تا یاد بعد!
علی شوهانی نژاد - ایلام
معجزه های ریاضی و عددی در قرآن20 مورد از اعجازهای عددی و ریاضی قرآن که با استفاده از کامپیوتر تاکنون مشخص شده را در زیر مشاهده نمایید : 1ـ کلمه (امام) به معنای رهبر و زمامدار الهی به صورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مطابق است با روایات نقل شده از پیامبر اسلام (ص) از طریق شیعه و سنی مبنی بر اینکه تعداد امامان بعد از ایشان 12 نفر می باشند . برای نمونه یکی از آیات قرآن که کلمه امام در آن آمده است ، سوره یس آیه 12 می باشد: «وکل شییء أحصیناه فی امام مبین» و ما هر چیزی را در امام روشنگری جمع نموده ایم . نام دوازده امام که جانشینان پیامبر (ص) می با شند عبارتند : 1ـ امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) 2ـ امام حسن (ع) 3ـ امام حسین (ع) که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام برادر یکدیگر می باشند و هر دو فرزند امام امیرالمؤمنین (ع) می باشند در حالی که بقیه امامان علیهم السلام نسبت به یکدیگر نسبت پدر و پسر دارند 4ـ امام سجاد (ع) 5ـ امام محمد باقر (ع) 6ـ امام جعفر صادق (ع) 7ـ امام موسی کاظم(ع)8ـ امام رضا(ع) 9ـ امام جواد (ع) 10ـ امام هادی (ع) 11ـ امام حسن عسگری(ع) 12ـ امام مهدی (ع) که طبق اعتقادات مسلمانان او زنده و غیرقابل رؤیت و در همه جا حاضر است و روزی قدرت جهان را همراه حضرت عیسی (ع) بدست می گیرد . برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به کتاب شریف و مقدس «اسرار آل محمد (ص) » نوشته شاگرد و سرباز فداکار امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام جناب سلیم بن قیس هلالی . 2ـ کلمه (شهر) به معنی ماه ، 12 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مساوی تعداد ماههای یکسال است . 3ـ کلمه (یوم) به معنای روز ، 365 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مساوی تعداد روزهای یکسال شمسی است . 4ـ کلمه (ساعه) 48 بار در قرآن کریم تکرار شده است که در 24 مورد قبل از آن یکی از حروف ذکر شده است و در 24 مورد دیگر قبل از آن حرفی وجود ندارد . بنابراین هر مورد را که در نظر بگیریم مطابق است با تعداد ساعات یک شبانه روز که 24 ساعت می باشد . 5ـ کلمه (سجد) به معنای سجده کرد و مشتقات آن (در زمان ماضی ، مضارع و امر) برای عاقلان 34 بار تکرار شده است که این عدد برابر است با تعداد سجده های واجب روزانه ، چون روزانه 17 رکعت نماز واجب است و هر رکعت 2 سجده دارد . 6ـ کلمه (رجل) به معنای مرد مساوی کلمه (امراه) به معنای زن هر کدام 24 بار آمده است . 7ـ کلمه (ملائکه) به معنای فرشتگان و کلمه (شیطان) به معنای اهریمن و یا جن هر کدام 88 بار تکرار شده است . 8ـ کلمه (استعاذه) به معنای پناه بردن و کلمه (ابلیس) به معنای شیطان هر کدام 11 بار به کار رفته است . 9ـ کلمه (آخرت) به معنای جهان آخرت و کلمه (دنیا) به معنای این جهان هر کدام 115 بار تکرار شده است . 10ـ کلمه (الحسنات) به معنای خوبی ها و کلمه (سیئات) به معنای گناهان هر کدام 180 بار تکرار شده است . 11ـ کلمه (الحیاه) به معنای زندگی وکلمه (الموت) به معنای مرگ هر کدام 145 بار تکرار شده است . 12ـ کلمه (ارسل) به معنای فرستاد و مشتقات آن 513 بار در قرآن کریم تکرار شده است و نام 28 پیامبری که در قرآن از آنها نامی آورده شده است نیز مجموعاً 513 بار تکرار شده است . 13ـ کلمه (الرسل) به معنای پیامبران و کلمه (الناس) به معنای مردم هر کدام 368 بار تکرار شده است . 14ـ کلمه (الرغبه) به معنای میل و کلمه (الرهبه) به معنای ترس هر کدام 8 بار تکرار شده است . 15ـ نام مبارک پیامبر اسلام (محمد و احمد) مجموعاً 5 بار در قرآن امده است (4 بار محمد و 1 بار احمد) و کلمه صلوات که به معنای درود می باشد و بیشتر برای درود فرستادن بر پیامبر و خاندان پیامبر استفاده می شود نیز 5 بار در قرآن تکرار شده است . 16ـ کلمه (ایثار) به معنای گذشت و فداکاری و کلمه (شح) به معنای بخل و تنگ نظری هر کدام 5 بار تکرار شده است . 17ـ کلمه (سرور) به معنای شادی و کلمه (حزن) به معنای غم و اندوه هر کدام 4 بار تکرار شده است . 18ـ کلمه (الحر) به معنای گرما و کلمه (البرد) به معنای سرما هر کدام 4 بار تکرار شده است . 19ـ عبارت (حزب الله) به معنای یاران خداوند و عبارت (حزب الشیطان) به معنای یاران شیطان هر کدام 3 بار تکرار شده است . 20ـ در قرآن کریم به اینکه 300 سال شمسی دقیقاً برابر 309 سال تمام قمری است به صورت مستقیم اشاره شده است . این مطلب وقتی مشخص شد که یکی از علمای دین یهود از حضرت امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسید : چرا قرآن مدت توقف و خواب اصحاب کهف را 309 ذکر سال کرده است در حالی که در حاشیه تورات ما این مدت 300 سال نوشته شده است ؟ حضرت امیر علیه السلام فرمودند : «سالهای شما شمسی است ولی سالهای ما قمری است» . جالب اینجاست که یکی از اساتید ریاضی این محاسبات را انجام داده که خلاصه قابل فهم آن چنین است سال شمسی یهود 365 روز تمام بوده است . بنابراین 300 سال آنها می شود روز 109500=365×300 در حالی که سال قمری برابر است با 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه بنابراین 309 سال قمری برابر است با : روز 109500=]48 دقیقه و 8 ساعت و 354 روز[ ×309 پس معلوم شد که 300 سال شمسی یهود برابر است با 309 سال قمری نه یک روز کمتر نه بیشتر. این در حالی است که تا صدها سال بعد از نزول قرآن هنوز شبانه روز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقیقه و الی آخر تقسیم نشده بود . و حتی ساعت هنوز اختراع نشده بود . بنابراین حضور هر کلمه در قرآن در مکان خاص و به تعداد معین حادی پیام و مفهوم ویژه ای می باشد که در حقیقت یک نوع از اعجاز و معجزه می باشد . زیرا مجموعه آیات قرآن در مدت نسبتاً طولانی 23 سال و در اوضاع و احوال مختلف مثلاً گاهی در جنگ و گاهی در صلح ، گاهی در مکه و گاهی در شعب ابیطالب و محاصره گاهی در مدینه و گاهی در سفر و گاهی در شب و گاهی در روز بر پیامبر (ص) نازل می شد و چنین نبود که پیامبر خدا (ص) مانند مؤلفان کتابهای مختلف مدتی در کتابخانه ای خلوت کند و از سر فرصت و فراغت و یا با رجوع به منابع مختلف کتابی بنویسد .
|
علی شوهانی نژاد - ایلام
اعمال حج تمتع سیزده چیز است كه به ترتیب عبارتند از:
1- احرام
2- وقوف به عرفات كه در چهار فرسخى مكه است
3- وقوف به مشعر الحرام كه تقریبا در دو فرسخى مكه است
4- رفتن به مِنى كه نزدیك مكه است و انداختن سنگریزه بر جمره عقبه
5- قربانى كردن در منى
6- تراشیدن سَر یا گرفتن كمى از ناخن یا مو در مِنى
آداب و احكام حج تمتع
اعمال حج تمتع سیزده چیز است كه به ترتیب عبارتند از:
1- احرام
2- وقوف به عرفات كه در چهار فرسخى مكه است
3- وقوف به مشعر الحرام كه تقریبا در دو فرسخى مكه است
4- رفتن به مِنى كه نزدیك مكه است و انداختن سنگریزه بر جمره عقبه
5- قربانى كردن در منى
6- تراشیدن سَر یا گرفتن كمى از ناخن یا مو در مِنى
7- طواف زیارت
8- دو ركعت نماز طواف
9- سعى بین صفا و مروه
10- طواف نساء
11- دو ركعت نماز طواف نساء
12- ماندن در منى در شب هاى یازدهم و دوازدهم ذیحجه و بعضى باید شب سیزدهم را هم در منى بمانند
13- انداختن سنگریزه بر سه جمره در منى در روز یازدهم و دوازدهم و بعضى در روز سیزدهم هم باید بیندازند ( كه احكام آنها گفته مىشود
علی شوهانی نژاد - ایلام
یک تحقیق علمی در رابطه با ساندویچ نشان میدهد روش ميل كردن ساندويچ توسط شما میتواند بیانگر بسياري از احساسات درونی شما و بطور كلي شناخت شخصيت شما باشد.
کدام یک از روشهای زیر را برای خوردن ساندویچ در نظر میگیرید؟
1- ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم میکنید؟
2- ساندویچ خود را دو لقمه میکنید؟
3- ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر میخورید؟
4- ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب میگذارید؟
5- ساندویچ خود را کاملاْ باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان میخورید؟
۱. چنانچه ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم میکنید :
فردی منظم، حساس، دقیق و عاطفی هستید. در واقع نظم در زندگی شما حرف اول را میزند. دیگران به خوبی میدانند که از چه جایگاهی باید با شما وارد سخن شوند. گذشت شما در زمینههای مختلف زبانزد خاص و عام است. صبر و استقامت از دیگر ویژگیهای شماست. دیگران برای انجام کارها و رفع نیازهای روزمره خود روی شما حساب میکنند.
۲. چنانچه ساندویچ خود را دو لقمه میکنید :
شما ظاهراً فردی عجول و نسبتاً خشن بوده و این خصوصیت راحتی در غذا خوردن را نیز نشان میدهد. ظاهراً خیلی از خودتان مطمئن هستید و میتوان گفت که در اکثر اوقات به خاطر عجول بودنتان بدون مشورت با دیگران تصمیم میگیرید که در بسیاری از موارد عواقب آن را نیز متحمل میشوید. معمولاً شما فرصت رسیدگی به حرف و سخن دیگران و یا حتی خود را ندارید، که این نیز ناشی از همان عجول بودن ذاتی شماست.
۳. چنانچه ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر میخورید :
به راحتی با دیگران دوست میشوید و خوشرو و دست و دلباز هستید و به رای و نظر فرد مقابل احترام میگذارید و از درگیر شدن با اطرافیان پرهیز میکنید، آرامش خاصی دارید و دیگران از بودن در کنار شما احساس لذت میکنند.
۴. چنانچه ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب میگذارید :
آینده نگری و نگاهی به فردا داشتن از ویژگیهای شخصیتی شماست. در هر زمینهای و برای اقدام در مورد هر مساله ابتدا به عواقب آن اندیشیده و با مروری به آینده حال را برنامه ریزی میکنید. مصمم و هوشیارید و نسنجیده حرف نمیزنید. دیر با کسی دوست میشوید اما دوستی هایتان پایدار است.
۵. چنانچه ساندویچ خود را کاملاْ باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان میخورید :
شخصیتی قابل احترام دارید. سعی میکنید هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نروید. نگاه گیرا و نافذ شما میتواند مخالفانتان را به سرعت سر جای خودشان بنشاند. بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبههای ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آنها را نیز ببینید. انرژی شما برای یافتن دوستان جدید و کم نظیر نیز مثال زدنی است. در حل مشکلات بسیار ماهر و زبر دست بوده و عاشق رقابت سالم با دیگران هستید.


















.jpg)




