امیر محمد

 

چندی پیش یک گروه تحقیقاتی نسبت به گسترش شیطان‌پرستی در جامعه هشدار و خبر داده بود که اکنون بیش از 70 فرقه شیطان‌پرستی در کشور فعال هستند. به گزارش خبرنگار اجتماعی جهان، شيطان پرستي اکنون در حال انتقال نمادها به جامعه است و بزودي به انتقال ايدئولوژي نیز خواهد پرداخت. شيطان پرستي داراي يک جهان بيني بوده و شیطان پرستان براي اثبات حقانيت خود شواهد زيادي دارند و در مواردی مي توانند افراد 6 تا 60سال را با خود همراه کنند. بر پایه این گزارش، شیطان پرستان اکنون در دانشگاه ها و بين دانشجويان رخنه کرده و به اجراي برنامه ها از جمله کنسرت در دانشگاه مي پردازند. شیطان پرستان، شيطان را به عنوان قدرت غالب در جهان مي دانند و اگر کسي مي خواهد در جهان خوب زندگي کند بايد با شيطان باشد به طوريکه معتقدند راه خدا از طريق ارتباط با شيطان مي گذرد! اما نکته جالب توجه در این میان اینست که آنها از طريق تهيه فيلم و موسيقي، شيطان پرستي را ترويج مي دهند و اکنون اين موسيقي در ميان تعدادي از جوانان دست به دست مي شود. مظاهري سيف، نویسنده و جامعه شناس در این باره می گوید: ستاره پنج پر، دو مثلث معکوس روي هم (ستاره داود)، صليب معکوس ( ضد مسيحيت) و نشانه آمون خداي مصريان را ازجمله نمادهاي پيروان شيطان پرستي است. وي همچنین تاکید می کند: بايد براي مقابله با اين فرقه ها‌، موج فرهنگي در کشور ايجاد شود تا ماهيت اين فرقه هاي انحرافي هر چه بيشتر به جامعه شناسايي شود.
 
 
ادامه نوشته

امیر محمد

 

مقدمه :

امام علي ‌بن موسي‌الرضا عليه‌السلام هشتمين امام شيعيان از سلاله پاك رسول خدا و هشتمين جانشين پيامبر مكرم اسلام مي‌باشند.

ايشان در سن 35 سالگي عهده‌دار مسئوليت امامت ورهبري شيعيان گرديدند و حيات ايشان مقارن بود با خلافت خلفاي عباسي كه سختي‌ها و رنج بسياري رابر امام رواداشتند و سر انجام مامون عباسی ايشان رادرسن 55 سالگی به شهادت رساند.دراين نوشته به طور خلاصه, بعضی ازابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می نماييم.

نام ،لقب و كنيه امام :

نام مبارك ايشان علي و كنيه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترين لقب ايشان "رضا" به معناي "خشنودي" مي‌باشد. امام محمدتقي عليه‌السلام امام نهم و فرزند ايشان سبب ناميده شدن آن حضرت به اين لقب را اينگونه نقل مي‌فرمايند :" خداوند او را رضا لقب نهاد زيرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمين از او خشنود بوده‌اند و ايشان را براي امامت پسنديده اند و همينطور ( به خاطر خلق و خوي نيكوي امام ) هم دوستان و نزديكان و هم دشمنان از ايشان راضي و خشنود بود‌ند".

يكي از القاب مشهور حضرت " عالم آل محمد " است . اين لقب نشانگر ظهور علم و دانش ايشان مي‌باشد.جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خويش, بويژه علمای اديان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بيرون آمد دليل کوچکي براين سخن است، که قسمتي از اين مناظرات در بخش " جنبه علمي امام " آمده است. اين توانايي و برتري امام, در تسلط بر علوم يكي از دلايل امامت ايشان مي‌باشد و با تأمل در سخنان امام در اين مناظرات, كاملاً اين مطلب روشن مي‌گردد كه اين علوم جز از يك منبع وابسته به الهام و وحي نمي‌تواند سرچشمه گرفته باشد.  

پدر و مادر امام :

پدر بزرگوار ايشان امام موسي كاظم (عليه السلام ) پيشواي هفتم شيعيان بودند كه در سال 183 ه.ق. به دست هارون عباسي به شهادت رسيدند و مادرگراميشان " نجمه " نام داشت.

تولد امام :

حضرت رضا (عليه السلام ) در يازدهم ذيقعده‌الحرام سال 148 هجري در مدينه منوره ديده به جهان گشودند. از قول مادر ايشان نقل شده است كه :" هنگامي‌كه به حضرتش حامله شدم به هيچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمي‌كردم و وقتي به خواب مي‌رفتم, صداي تسبيح و تمجيد حق تعالي وذکر " لااله‌الاالله " رااز شكم خود مي‌شنيدم, اما چون بيدار مي‌شدم ديگر صدايي بگوش نمي رسيد. هنگامي‌كه وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمين نهاد و سرش را به سوي آسمان بلند كرد و لبانش را تكان مي‌داد؛ گويي چيزي مي‌گفت" (2).

نظير اين واقعه, هنگام تولد ديگر ائمه و بعضي از پيامبران الهي نيز نقل شده است, از جمله حضرت عيسي كه به اراده الهي در اوان تولد, در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند كه شرح اين ماجرا در قرآن كريم آمده است. (3)

زندگي امام در مدينه :

حضرت رضا (عليه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدينه زادگاهشان، ساكن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاك رسول خدا و اجداد طاهرينشان به هدايت مردم و تبيين معارف ديني و سيره نبوي مي پرداختنند. مردم مدينه نيز بسيار امام را دوست مي داشتند و به ايشان همچون پدري مهربان مي نگريستند.تا قبل ازاين سفر با اينکه امام بيشترسالهای عمرش را درمدينه گذرانده بود, اما درسراسرمملکت اسلامي پِيروان بسياری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.

امام در گفتگويي كه با مامون درباره ولايت عهدی داشتند، در اين باره اين گونه مي فرمايند:" همانا ولايت عهدی هيچ امتيازي را بر من نيفزود. هنگامي كه من در مدينه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود واگرازکوچه های شهر مدينه عبورمي کردم, عزيرتراز من كسي نبود . مردم پيوسته حاجاتشان را نزد من مي آوردند و كسي نبود كه بتوانم نياز او ر ا برآورده سازم, مگر اينكه اين كار را انجام مي دادم و مردم به چشم عزيز و بزرگ خويش، به من مى نگريستند ".

امامت حضرت رضا (عليه السلام ) :

امامت و وصايت حضرت رضا (عليه السلام ) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرينشان و رسول اكرم (صلي الله وعليه واله )اعلام شده بود. به خصوص امام كاظم (عليه السلام ) بارها در حضور مردم ايشان را به عنوان وصي و امام بعد از خويش معرفي كرده بودند كه به نمونه‌اي از آنها اشاره مي‌نمائيم.

يكي از ياران امام موسي كاظم (عليه السلام ) مي‌گويد:" ما شصت نفر بوديم كه موسي بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علي در دست او بود. فرمود :" آيا مي‌دانيد من كيستم ؟" گفتم:" تو آقا و بزرگ ما هستي". فرمود :" نام و لقب من را بگوئيد". گفتم :" شما موسي بن جعفر بن محمد هستيد ". فرمود :" اين كه با من است كيست ؟" گفتم :" علي بن موسي بن جعفر". فرمود :" پس شهادت دهيد او در زندگاني من وكيل من است و بعد از مرگ من وصي من مي باشد"". (4)     در حديث مشهوری نيزکه جابر از قول نبى ‌اكرم نقل مي‌كند امام رضا (عليه السلام ) به عنوان هشتمين امام و وصي پيامبر معرفي شده‌اند. امام صادق (عليه السلام ) نيز مكرر به امام كاظم مي‌فرمودند كه "عالم‌ آل‌محمد از فرزندان تو است و او وصي بعد از تو مي‌باشد".

اوضاع سياسي :

مدت امامت امام هشتم در حدود بيست سال بود كه مي‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسيم كرد :

1- ده سال اول امامت آن حضرت، كه همزمان بود با زمامداري هارون.

2- پنج سال بعد از‌ آن كه مقارن با خلافت امين بود.

3- پنج سال آخر امامت آن بزرگوار كه مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامي آن روز بود.

مدتي از روزگار زندگاني امام رضا (عليه السلام ) همزمان با خلافت هارون الرشيد بود. در اين زمان است كه مصيبت دردناك شهادت پدر بزرگوارشان و ديگر مصيبت‌هاي اسفبار براي علويان ( سادات و نوادگان اميرالمؤمنين) واقع شده است. در آن زمان كوشش‌هاي فراواني در تحريك هارون براي كشتن امام رضا (عليه السلام ) مي‌شد تا آنجا که در نهايت هارون تصميم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نيافت  نقشه خود را عملي كند. بعد از وفات هارون فرزندش امين به خلافت رسيد. در اين زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حكومت سايه افكنده بود و اين تزلزل و غرق بودن امين درفساد و تباهی باعث شده بود كه او و دستگاه حكومت, از توجه به سوي امام و پيگيري امر ايشان بازمانند. از اين رو مي‌توانيم اين دوره را در زندگي امام دوران آرامش بناميم.

اما سرانجام مأمون عباسي توانست برادر خود امين را شكست داده و اورابه قتل برساند و لباس قدرت  را به تن نمايد و توانسته بود با سركوب شورشيان فرمان خود را در اطراف واکناف مملكت اسلامي جاري كند. وي حكومت ايالت عراق را به يكي از عمال خويش واگذار كرده بود و خود در مرو اقامت گزيد  و فضل ‌بن ‌سهل را كه مردي بسيار  سياستمدار بود ، وزير و مشاور خويش قرار داد. اما خطري كه حكومت او را تهديد مي‌كردعلويان بودند كه بعد از قرني تحمل شکنجه وقتل و غارت, اکنون با استفاده از فرصت دودستگي در خلافت هر يك به عناوين مختلف در خفا و آشكار علم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازي حكومت عباسي بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افكار عمومي مسلمين به سوي خود ، و كسب حمايت آنها موفق گرديده بودند و دليل آشكاربر اين مدعا اين است كه هر جا علويان بر ضد حكومت عباسيان قيام و شورش مي کردند, انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت کرده و به ياري آنها بر مي‌خواستندو اين ،بر اثر ستم‌ها وناروائيها وانواع شكنجه‌های دردناكي بود كه مردم و بخصوص علويان از دستگاه حكومت عباسي ديده بودند. ا زاين رو مأمون درصدد بر آمده بود تاموجبات برخورد با علويان را برطرف كند. بويژه كه او تصميم داشت تشنجات و بحران‌هايي را كه موجب ضعف حكومت او شده بود از ميان بردارد و براي استقرار پايه‌هاي قدرت خود ، محيط را امن و آرام سازد. لذا با مشورت وزير خود فضل‌بن‌سهل تصميم گرفت تا دست به خدعه‌اي بزند. او تصميم گرفت تا خلافت را به امام پيشنهاد دهد وخود از خلافت به نفع امام كناره‌ گيري كند, زيرا حساب مي‌كرد نتيجه از دو حال بيرون نيست ، يا امام مي‌پذيرد و يا نمي‌پذيرد و در هر دو حال براي خوداو و خلافت عباسيان، پيروزي است. زيرا اگر بپذيرد ناگزير, بنابر شرطي كه مأمون قرار مي‌داد ولايت عهدي آن حضرت را خواهد داشت و همين امر مشروعيت خلافت او را پس از امام نزد تمامي گروه‌ها و فرقه‌هاي مسلمانان تضمين مي‌كرد. بديهي است  براي مأمون آسان بود در مقام ولايتعهدي بدون اين كه كسي آگاه شود، امام را از ميان بردارد تا حكومت به صورت شرعي و قانوني به او بازگردد. در اين صورت علويان با خوشنودي به حكومت مي‌نگريستند و شيعيان خلافت او را شرعي تلقي مي‌كردند و او را به عنوان جانشين امام مي پذيرفتند.ازطرف ديگر چون مردم حکومت را مورد تاييدامام مي دانستند لذا قيامهايی که برضدحکومت مي شد جاذبه و مشروعيت خود را از دست مي‌داد.

او مي‌انديشيد اگر امام خلافت را نپذيرد ايِشان را به اجبار وليعهد خودمي کند که دراينصورت بازهم خلافت وحکومت او درميا ن مردم و شيعيان توجيه مي گردد وديگر اعتراضات وشورشهايي که به بهانه غصب خلافت وستم, توسط عباسيان انجام مي گرفت دليل وتوجيه خودراازدست مي دادوبااستقبال مردم ودوستداران امام مواجه نمي شد. ازطرفي اومي توانست امام را نزد خود ساكن كند و از نزديك مراقب رفتار امام و پيروانش باشد و هر حركتي از سوي امام و شيعيان ايشان را سركوب كند.  همچنين اوگمان مي کردکه ازطرف ديگر شيعيان و پيروان امام ، ايشان را به خاطر نپذيرفتن خلافت  در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند دادوامام جايگاه خودرادرميان دوستدارانش ازدست مي دهد.

ادامه نوشته

امیر محمد

 

رهبری

 

امیر محمد

 

 

 

ادامه نوشته

امیر محمد

 

روزی که جان در کربلا از تن برون شد


گویی که  اختر زآسمانم سرنگون شد

گویی  که از قعر زمین فریاد برخاست

گوبی که از هفت آسمان بیداد برخاست

خورشید در اندوه و ماتم تیره گون شد

صحرای دشت کربلا یکباره خون شد

فریاد از هر مرد و زن همواره  برخاست

شور و نوای الاطش همواره  برخاست

گویی که سیمای زمین گردیده رنگین

از خون صد لشکر فتاده در ره دین

راهی بجز راه حسینی نیست مقصد

راهی که باشد منبعش دریای احمد

زین ره هزاران کشته آید از پس و پیش

راهی که پایانش چون آغازش بود ریش

در ماتم آن کشتگان ِ رفته در خاک 

فریاد می آید ز هر جان و دل پاک

آخر چراغ منبع هستی حسین است

جان در نهاد پاک سرمستی حسین است

سر منشاء فریاد های ما حسین است

عشق ونهاد جان ما جان حسین است

 

امیر محمد

 

امشب تن مردانگي در بند کين است


آزادگي جرمي سيه چون جرم دين است


امشب ارادت آسمانش پشت ابر است


وز بي وفائي خون نديم چشم جبراست


امشب عدالت پيکرش آماج خون است


کاخ شفقت درحقيقت سرنگون است


امشب وداع عاشقي بامرگ مهراست


گوي رذالت شاهد چوگان سحراست


امشب غزل آسيمه از احوال شعراست


حرمت لبانش پرزچاک ازهتک غيراست


امشب صداقت ديده اش مهمان اشک است


خلقت زنامردانگي ها غرق رشک است

 

امیر محمد

 

 

امیر محمد

 

 
در این دنیای عجیب و غریب از دیدن خیلی از چیزها هاج و واج می شوی این هم گوشه‌ای از آن اطلاعات عجیب . در این دنیای سرشار از شگفتی نمیشه‌ خیلی از چیزها را باور نکنی.
ادامه نوشته

امیر محمد

 

شگفتی نمیشه‌ خیلی از چیزها را باور نکنی.

در این دنیای عجیب و غریب از دیدن خیلی از چیزها هاج و واج می شوی این هم گوشه‌ای از آن اطلاعات عجیب . در این دنیای سرشار از شگفتی نمیشه‌ خیلی از چیزها را باور نکنی.
ادامه نوشته

امیر محمد

 

باز باران با ترانه
با گهرهاي فراوان
مي خورد بر بام خانه
يادم آرد روز باران
گردش يك روز دیرین
خوب و شیرین
توي جنگل هاي گيلان
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم از لب جوی
دور مي گشتم ز خانه
مي شنيدم از پرنده
از لب باد وزنده                                                                                                              داستان هاي نهاني
رازهاي زندگاني
بس گوارا بود باران
وه چه زيبا بود باران
مي شنيدم اندر اين گوهر فشاني
رازهاي جاوداني, پندهاي آسماني
بشنو از من كودك من
پيش چشم مرد فردا
زندگاني خواه تيره خواه روشن
هست زيبا, هست زيبا, هست زيبا

قيصرامين پور- روحش شاد

 

 

امیر محمد

 

چرا شیعیان بر مهر سجده می‏كنند؟


علت استفاده از مهر عبارت است از :
1. بنا بر روایات بسیاری ـ كه شیعه و سنی نقل نموده‏اند ـ پیامبر ـ صلی‏الله‏علیه‏وآله ـ بر خاك سجده می‏كردند و می‏فرمودند: «جعلت لی الارض مسجداً و طهورا؛ خداوند متعال زمین را برای من محل سجده و موجب طهارت (تیمم) قرار داد» و در تابستان كه بر اثر هوای عربستان، خاك كف مسجدالنبی ـ صلی‏الله‏علیه‏وآله ـ بسیار گرم و سوزان می‏شد، بر حصیر سجده می‏كردند و واضح است كه فرش، جزء زمین محسوب نمی‏شود؛ اما قطعه‏ای از خاك به شكل مهر، بهترین مصداق سجده بر زمین است.
2. عبادت توقیفی است و در اجزا و شرایط آن باید بر اساس قول و فعل شارع عمل كرد؛ چنان كه خود پیامبر ـ صلی‏الله‏علیه‏وآله ـ نیز فرموده‏اند: «صلّوا كما رأیتمونی اصلی؛ آن سان كه بینید من نماز می‏خوانم، شما نیز نماز بخوانید».
بنابراین از نظر فقهی بر غیر آن چه كه پیامبر ـ صلی‏الله‏علیه‏وآله ـ بر آن سجده كرده‏اند، سجده جایز نیست.
3. اساس سجده، بریدن از دنیا و متعلقات آن و خضوع و خشوع كامل در پیشگاه خداست و در روایت است كه انسان به خوردنی‏ها و پوشیدنی‏های خود تعلق بسیار دارد؛ پس بر این گونه امور، سجده روا نیست و پیشانی بر خاك ساییدن، بیشترین كرنش و تواضع و دوری جستن از تعنّیات و تعلقات را در پی دارد.
4. مهر نزد شیعه موضوعیت ندارد؛ بلكه ملاك همان سجده بر خاك و سنگ و چوب است و مهر وسیله‏ای است كه سجده بر خاك را در هر جا و هر مكان سهل و آسان می‏سازد. گر چه سجده كردن بر تربت امام حسین ـ علیه‏السلام ـ ثواب بسیار دارد؛ با وجود این، تربت امام حسین ـ علیه‏السلام ـ نیز خاك و جزء زمین است.
5. عالمان برجسته و عارفان اهل سنت نیز سجده بر خاك را تأیید كرده‏اند؛ همچنان كه امام محمد غزالی در كتاب «احیاءالعلوم» بر این مسئله انگشت نهاده است. بنابراین مخالفت برخی از اهل سنت با این مسئله از روی ناآگاهی و تعصبات جاهلانه است و از نظر منابع فقهی و عالمان برجسته اهل سنت نیز سجده بر خاك افضل است و اگر اشكالی هست در این است كه چرا بر خلاف سنت پیامبر ـ صلی‏الله‏علیه‏وآله ـ اهل سنت بر هر چیزی حتی فرش و...سجده می‏كنند.
اگر در بین نماز چیزی كه بر آن سجده می‏كند، گم شود و چیزی كه سجده بر آن صحیح است، نداشته باشد، چنان چه وقت وسعت دارد، باید نماز را بشكند و اگر وقت تنگ است، باید به لباسش اگر از پنبه یا كتان است، سجده كند و اگر چیز دیگری است، بر همان چیز و اگر آن هم ممكن نیست، بر پشت دست و اگر آن هم نمی‏شود به چیز معدنی مانند انگشتر عقیق سجده نماید.1

پی‏نوشت

1. توضیح‏المسائل مراجع، ج 1، ص 554.

 

امیر محمد

 

 
بررسی های پژوهشگران نشان می دهد، "خنده" می تواند در مهار روند سرطان و درمان آن، موثّر باشد.

به گزارش سلامت نیوز، پایگاه اینترنتی "گوگل نیوز" نوشت: پژوهشگران مراكز درمان سرطان آمریكا، "سی تی سی ای" در ایلینوی، با برگزاری جلسات خنده درمانی دریافته اند، "لبخند"، خنده معمولی، خنده با صدای بلند و قهقهه، سبب افزایش اكسیژن بدن، كاهش استرس، بهبود تنفس، كاهش فشار خون بالا، بهبود عملكرد ماهیچه ها و قلب و افزایش روحیه بیماران می شود.

در این جلسات، بیماران برای هم لطیفه می گویند و می خندند.

پژوهشگران دریافته اند، خنده با ایجاد این تاثیرات مثبت، سبب از بین رفتن سلول های سرطانی یا كاهش سرعت تكثیر آنها و بهبود بیماران می شود.

هر روز بیماران بیشتری در این مراكز ابراز می كنند كه خنده، حال آنان را بهتر می كند، به طوری كه تاثیر آن حتی از داروهای سرطان نیز بیشتر است، ضمن اینكه هیچ عوارضی ندارد.
 

امیر محمد

 

ادامه نوشته

امیر محمد

 

 
متخصصان سلامتی در دهه های اخیر توجه عمیقی به این اختلال روحی داشته اند و با توجه به پیشرفت آن در سالهای اخیر در بین تمام اقشار انسانها در هر رده سنی و جنسی و نژادی درصدد هستند که علت اصلی آن را کشف کنند.

به گزارش گروه ترجمه سلامت نیوز،در بسیاری از موارد یک عامل باعث بروز افسردگی نیست بلکه آمیخته ای از مسائل بیولوژی ، روحی، اتفاقات تنش زا و دلخراش در این بین موثر است.
مهم ترین دلایل بروز افسردگی عبارتند از:
1-    بیولوژی: هنوز دانسته های محققان در مورد علت اصلی افسردگی کامل نیست. اما بعضی از متخصصان معتقدند که علت افسردگی ناشی از بهم خوردن تعادل مواد شیمیایی خاص در مغز است. این مواد نوروترانسفر نامیده می شود . در واقع داروهای ضدافسردگی نیز با تاثیر بر سطح این مواد باعث حفظ تعادل آنها می شوند. ارتباطات ژنتیکی نیز در این بین موثر است. اگر افسردگی در بین افراد خانواده شایع باشد احتمال ابتلای فرد به این بیماری افزایش می یابد. ابتلا به بیماریهای عمومی دیگر نیز احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد. برای مثال اگر مبتلا به حمله قلبی شوید، احتمال ابتلا به افسردگی بعد از آن65% افزایش می یابد. بیماری هایی نظیر سرطان ، بیماری قلبی، ناراحتی های تیروئیدی ، دیابت و... نیز باعث افزایش احتمال ابتلا به افسردگی است. جنسیت نیز در این بین موثر است. زنان دوبرابر بیشتر از مردان مبتلا به این بیماری می شوند. ولی دلیل این امر به درستی مشخص نیست. شاید تغییرات هورمونی متناوب در زنان یکی از فاکتورهای موثر بروز این واقعه باشد.
2-    فاکتورهای روانی: مطالعات ثابت کرده که افراد بدبین بیشتر از دیگران مبتلا به افسردگی میشوند. البته این بدان معنا نیست که بهتر شدن بینش فرد باعث رفع افسردگی میشود.
3-    اتفاقات تنش زا: بسیاری از افراد در موقعیت های دشوار مبتلا به افسردگی می شوند. از دست دادن یکی از افراد خانواده ، دوستان، ابتلا به بیماری جدی، طلاق و یا سایر وقایع دلخراش از جمله عوامل موثر در بروز افسردگی است.
4-    داروها: بسیاری از داروهای تجویزی باعث بروز علائم افسردگی میشود. الکل و سو ء مصرف دارویی در افراد مبتلا به افسردگی شایع است و بیماری آنها را وخیم تر می کند.
بعضی افراد احساس بدیهی از دلیل ابتلا به افسردگی خود دارند. ولی برای بعضی دیگر علت مشخص نیست. آنچه لازم است بدانید این است که این بیماری تقصیر و گناه شما نیست. بلکه خدشه ای است که به شخصیت شما وارد شده است و این عارضه می تواند هرکسی را درگیر کند.
 

امیرمحمد

 

 
 
ادامه نوشته

امیرمحمد

 

 
 
 
 
ادامه نوشته

امیر

 


نمیدونم چی بنویسم فقط این شعر به نظرم جالب بود

 

ادامه نوشته

امیر محمد

 

افراد دروغگو رابهتر بشناسیم .25


 افراد دروغگو معمولا از نظر نوع رفتاری با یکدیگرشباهت بسیاری دارند که دانستن برخی از خصوصیات به ما کمک می کند که تا حدودی انسان دروغگو را بشناسیم برخی از علائم و روشهایی که باعث شناخت دروغگو می شود عبارتند از:

ادامه نوشته

امیر محمد

 

فواید زیارت عاشورا


 

 

ادامه نوشته

امیر محمد

 

خواص خوراكي ها،ميوه هاوسبزيجات و... از زبان امام رضا(ع)

 

 

ادامه نوشته

امیر محمد

 

 

 

ادامه نوشته