علی شوهانی نژاد - ایلام
جملاتی آموزنده!
جملاتی آموزنده!
40نکته برای داشتن یک زندگی متفاوت، شکوهمند و پرانرژي
در ادامه مطلب
مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم… آخه من 25 سال رانندهی ماشین جنازه کش بودم…!"
عیدی
عید اصلی یاد یاران کردن است در خزان یاد بهاران کردن است
سینه سینه یاد یاران خوش تراست در کویر سینه باران خوش تر است
یار من عیدی فراموشت مباد تا دلم گردد ز الطاف تو شاد
عیدی من یک دل خونین بس است عیدی هر کس به حد آن کس است
![]()
![]()
تقدیم به یاران ارزشمندم![]()
![]()
![]()
صلوات رمز محبت و وفادارى به پیامبر اکرم و خاندانش

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
پیام جهان هستى
یکى از اذکار مهمى که انسان را به خدا نزدیک مىکند و در مسیر حق ثابتقدم نگاه مىدارد، صلوات بر پیامبر اکرم و آل اوست.درود و صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله موجب علوّ درجات و ثواب براى فرستندگان آن خواهد بود و دیگر این که فرستادن صلوات سبب مىشود نام و یاد پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله براى همیشه زنده و جاوید بماند. به همین دلیل آفریدگار عالم هستى و تمام فرشتگانى که تدبیر این جهان به فرمان حضرت حق بر عهده آنها گذارده شده است، بر او درود مىفرستند. اکنون که چنین است تمام انسانها باید با این پیام جهان هستى هماهنگ شوند و بر او درود بفرستند:
«اِنَّ اللهَ وَ ملائکَتَهُ یُصَلُّونَ على النّبىَّ یا ایّها الّذین آمنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلَّمُوا تسلیماً» (1)؛ خدا و فرشتگان بر پیامبر درود مىفرستند؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید.»
پیامبر صلى الله علیه و آله جواب دادند: جبرئیل علیهالسلام به من گفت: اگر شخصى بر من صلوات بفرستد و پس از آن بر اهلبیت من نیز صلوات فرستد، درهاى آسمان براى او گشوده شده و فرشتگان هفتاد صلوات براى او مىفرستند و این عمل باعث ریختن گناهان مىشود. آنگاه همانگونه که برگ از درخت مىریزد، گناهان نیز از او مىریزند و خداوند متعال مىفرماید: خواسته تو را اجابت نمودم و کامروا و سعادتمند هستى. آنگاه خطاب به فرشتگان مىفرماید: فرشتگانم! شما هفتاد صلوات بر او مىفرستید و من هفتصد صلوات. پیامبر اضافه کرد: اما هنگامى که بر من صلوات مىفرستد، پس از آن بر اهلبیتم صلوات نفرستد، بین آن صلوات و آسمان، هفتاد حجاب است
درباره کیفیت صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله، در روایات بىشمارى که از طرق اهل سنت و اهلبیت علیهمالسلام رسیده، صریحاً آمده است که «آل محمد» را به هنگام صلوات بر «محمد» باید افزود در غیر این صورت صلوات، ابتر و ناتمام خواهد بود. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند: بر من درود ناقص نفرستید. گفتند: اى رسول خدا! درود ناقص چیست؟ حضرت فرمودند: این که بگویید: اللّهُمَّ صَلّ على محمّدٍ.
بلکه بگویید: اللّهُمَّ صَلّ على محمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ.
پیامبر صلى الله علیه و آله، گوهر گرانقدر در عالم آفرینش است و اگر به لطف الهى در دسترس انسانها قرار گرفته، نباید ارزانش بشمارند و ارج و مقام او را در پیشگاه پروردگار و نزد فرشتگان فراموش کنند. او انسانى است که از میان انسانها برخاسته، ولى نه یک انسان عادى، بلکه انسانى که یک جهان در وجودش خلاصه شده است.(2)
ابوحمزه ثمالى از یکى از یاران پیامبر صلى الله علیه و آله به نام "کعب ابن عجوه" چنین نقل مىکند:
هنگامى که آیه 56 سوره احزاب نازل شد، عرض کردیم "یا رسول الله! سلام بر تو را مىدانیم، ولى صلوات بر تو چگونه است؟" فرمود، بگویید:
«خدایا! صلوات و برکات خود را بر محمد و آل محمد قرار بده همچنان که بر ابراهیم و آل ابراهیم(ع) قرار دادى. همانا تو ستوده و بخشندهاى و بر محمد صلى الله علیه و آله و آل محمد علیهم السلام برکت ببخش چنان که بر ابراهیم علیه السلام و آل ابراهیم بخشیدى که تو ستوده و بزرگوارى.» (3)
رسول خدا فرمودند: «اِنَّ اولىَ النّاسَ بى یَوْمَ القیامةِ أَکْثَرُهُمْ عَلىَّ صَلاةً»؛ سزاوارترین مردم در روز قیامت به من آن کسى است که بیشتر بر من درود فرستد.»
کیفیت صلوات
درباره کیفیت صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله، در روایات بىشمارى که از طرق اهل سنت و اهلبیت علیهمالسلام رسیده، صریحاً آمده است که «آل محمد» را به هنگام صلوات بر «محمد» باید افزود در غیر این صورت صلوات ابتر و ناتمام خواهد بود. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند: بر من درود ناقص نفرستید. گفتند: اى رسول خدا! درود ناقص چیست؟ حضرت فرمودند: این که بگویید: اللّهُمَّ صَلّ على محمّدٍ.
بلکه بگویید: اللّهُمَّ صَلَّ على محمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ.(4)
امام صادق علیه السلام نقل مىکند که روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله از امیرالمؤمنین علیهالسلام پرسیدند: آیا نمىخواهى مژدهاى به تو بدهم؟ آن حضرت جواب داد: چرا، پدر و مادرم فداى تو که همیشه مژده دهنده به همه خیرها هستى. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: چند لحظه پیش جبرئیل علیه السلام چیز عجیبى به من گفت: امیرالمؤمنین علیه السلام پرسید: چه گفت: اى رسول خدا!،
پیامبر صلى الله علیه و آله جواب دادند: جبرئیل علیهالسلام به من گفت: اگر شخصى بر من صلوات بفرستد و پس از آن بر اهلبیت من نیز صلوات فرستد، درهاى آسمان براى او گشوده شده و فرشتگان هفتاد صلوات براى او مىفرستند و این عمل باعث ریختن گناهان مىشود. آنگاه همانگونه که برگ از درخت مىریزد، گناهان نیز از او مىریزند و خداوند متعال مىفرماید: خواسته تو را اجابت نمودم و کامروا و سعادتمند هستى. آنگاه خطاب به فرشتگان مىفرماید: فرشتگانم! شما هفتاد صلوات بر او مىفرستید و من هفتصد صلوات. پیامبر اضافه کرد: اما هنگامى که بر من صلوات مىفرستد، پس از آن بر اهلبیتم صلوات نفرستد، بین آن صلوات و آسمان، هفتاد حجاب است
و خداى بزرگ مىفرماید:
خواسته تو را نپذیرفتم و سعادتمند و کامروا نگشتى. فرشتگانم! دعاى او را بالا نبرید مگر زمانى که عترت پیامبر صلى الله علیه و آله را به صلوات بر پیامبر ملحق سازد و همچنان این دعا بالا نمىرود تا زمانى که عترت من در صلوات به من ملحق شوند.(5)
همچنین در روایات سخت تأکید شده است که در هر روز جمعه بر محمد و اهلبیت او هزار مرتبه صلوات بفرستید و در روزهاى دیگر صد مرتبه و نیز امام محمد باقر علیه السلام فرمود: هیچ عبادتى در روز جمعه نزد من محبوبتر از صلوات بر محمد و آل محمد علیهم السلام نیست.
«اِنَّ اللهَ وَ ملائکَتَهُ یُصَلُّونَ على النّبىَّ یا ایّها الّذین آمنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلَّمُوا تسلیماً» (1)؛ خدا و فرشتگان بر پیامبر درود مىفرستند؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید.»زمان و مکان صلوات
صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله محدودیت زمانى و مکانى ندارد اما در احادیث و روایات تأکید شده است که مناسبترین زمان براى درود و صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله روز جمعه و شب جمعه است. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند:
«اذا کانَ یَوْمُ الجُمُعَةِ وَ لَیْلَةُ الجُمُعَةِ فَاَکْثِروُا الصَّلاةَ عَلىَّ»(6)؛ چون روز جمعه و شب جمعه شود، بسیار بر من صلوات و درود بفرستید.
همچنین در روایات سخت تأکید شده است که در هر روز جمعه بر محمد و اهلبیت او هزار مرتبه صلوات بفرستید و در روزهاى دیگر صد مرتبه(7) و نیز امام محمد باقر علیه السلام فرمود:
«ما مِنْ شَىءٍ یُعْبَدُ اللهُ بِهِ یَوْمَ الجُمُعَةِ اَحَبُّ اِلىَّ مِنَ الصّلاةِ عَلى مُحمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ»(8)؛
هیچ عبادتى در روز جمعه نزد من محبوبتر از صلوات بر محمد و آل محمد علیهم السلام نیست.
همچنین در احادیث و روایات تأکید شده است که در تمام مکانها (جز موارد محدود) زبان مىتواند به ذکر صلوات مشغول باشد. باز پیامبر صلى الله علیه و آله در این زمینه فرمودهاند:
«حیثُما کُنْتُمْ فَصَلُّوا عَلىَّ فَاِنَّ صلاتَکُمْ تَبْلُغُنى»(9)؛ هر کجا باشید بر من صلوات بفرستید؛ زیرا صلوات شما در هر مکانى به من مىرسد.
همچنین در روایات سخت تأکید شده است که در هر روز جمعه بر محمد و اهلبیت او هزار مرتبه صلوات بفرستید و در روزهاى دیگر صد مرتبه و نیز امام محمد باقر علیه السلام فرمود: هیچ عبادتى در روز جمعه نزد من محبوبتر از صلوات بر محمد و آل محمد علیهم السلام نیست.
مهمترین زمانها و مکانهایى که به فرستادن صلوات در آنها تأکیده شده به شرح زیر است:
ماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلك را كمال و منزلتى نيست در نظر قدر با كمال محمد
وعده ديدار هر كسى به قيامت ليله اسرى، شب وصال محمد
آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى آمده مجموع، در ظلال محمد
عرصه گيتى مجال همت او نيست روز قيامت نگر، مجال محمد
و آن همه پيرايه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند، بلال محمد
همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شمس و قمر در زمين حشر نتابد پيش دو ابروى چون هلال محمد
چشم مرا، تا به خواب ديد جمالش خواب نمىگيرد از خيال محمد
«سعدى» اگر عاشقى كنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد
سعدی
سال نو همه تک تک کنان این دروازه را مبارکباد می گویم.
____
آتشک! آخر دمیدی، ابر تا باران شدی
آتشک تابیده یک نوروز دسترخوان شدی
آتشک! پنهان نماندی، سیبﻫـامان زرد شد
تا که فصل ِ خاطرات ِ باغ را مهمان شدی
چشمهﻫـا، دریاچهﻫـا، دریاچهﻫـای شیر شد
یک شبی را خوب شد، در چشمه مان عریان شدی
آتشک ای دختر دریاچهﻫـای جنگلی!
رمه ی عاشق شدن را در دلم چوپان شدی
_____
گفته بودی شهر ِ دل را بازسازی می کنی
عاشقت را انتهای بی نیازی می کنی
می دهی هر روز قدر ِ پنج انگشتت سلام
بعد از این لعنت به روز بی نمازی می کنی
در هوای باغ ِ سبز و چشمهﻫـای خاطرات
تا شکفتن با صدای آب، بازی می کنی
با تن ِ تاریک ِ یلدا در رقابت می شوی
تا پگه در شانه ام گیسو درازی می کنی
میله ی نوروز می رفتم به ییلاق ِ تنت
گفته بودی که خودت را رفته رازی می کنی
شهرداری
در تضاد شهرداری ی دلت شد خانه ام
ایستادم، تا بفرمایی کنی ویرانه ام
می توانی تکه هایم را کنی دیوار و در
یا بمانی همچنان روی سرک دیوانه ام
ریشه دارد جای پاهایم به تاریخ دلت
باز هم در پیش چشمان خودت بیگانه ام
تکسی ی تنهایی ما را ندانم تا کجا
بازهم راننده می گردی به روی شانه ام
تصاوير فريبنده
چرا با اين كه تصوير ثابت است، به نظر ميرسد خطوط در حال حركتند؟ حركت وهمي و غيرواقعي در تصاوير ثابت، يكي از جالبترين موضوعات تحقيقاتي بر روي ادراك انسان در پزشكي و روانشناسي است. براساس تئوري حركت خيالي، استفاده از ترتيب «رنگها» و «الگوها»ي خاصي در يك تصوير، باعث ميشوند به نظر برسد يك تصوير ثابت، در جهتهاي مختلف در حال حركت است. پژوهشگران ميگويند ترتيب قرار گرفتن نوار رنگها در الگوهاي تكراري نامتقارن (repeated asymmetric patterns يا RAP)، باعث ميشود بيننده، تصور كند تصاوير در حال حركت و خزيدن در يك جهت خاص هستند.
اگر نواري از «RAP»ها كه به سمت راست حركت ميكند در كنار نواري كه به سمت چپ حركت ميكند قرار بگيرد، تأثير اين تصاوير بيشتر ميشود. پژوهشگران با آزمايش رنگهاي گوناگون در چرخهي رنگهاي استاندارد، دريافتند كه چهار رنگي كه مورد استفاده قرار ميگيرد، بايد تا حد امكان با يكديگر تفاوت داشته باشند؛ مثلاً سفيدهاي دوتايي با سياه، و آبي با زرد، بهترين تركيبها را براي ايجاد تصاوير فريبنده بهوجود ميآورند.
سازنده ترین کلمه گذشت است..................................... آن را تمرین کن.
پر معنی ترین کلمه ما است.............................................آن را بکار ببند.
عمیق ترین کلمه عشق است........................................... به آن ارج بنه.
بی رحم ترین کلمه تنفر است.............................................از بین ببرش.
سرکش ترین کلمه هوس است........................................با آن بازی نکن.
خود خواهانه ترین کلمه من است.......................................از آن حذر کن.
ناپایدارترین کلمه خشم است..............................................آن را فرو ببر.
بازدارترین کلمه ترس است.............................................با آن مقابله کن.
با نشاط ترین کلمه کار است........................................ ...... به آن بپرداز.
پوچ ترین کلمه طمع است................................................... آن را بکش.
سازنده ترین کلمه صبر است............................... برای داشتنش دعا کن.
روشن ترین کلمه امید است...................................... به آن امیدوار باش.
ضعیف ترین کلمه حسرت است............................................ آن را نخور.
تواناترین کلمه دانش است................................................ آن را فراگیر.
محکم ترین کلمه پشتکار است....................................آن را داشته باش.
سمی ترین کلمه غرور است................................................. بشکنش.
سست ترین کلمه شانس است................................... به امید آن نباش.
شایع ترین کلمه شهرت است............................................ دنبالش نرو.
لطیف ترین کلمه لبخند است..........................................آن را حفظ کن.
حسرت انگیز ترین کلمه حسادت است.......................... از آن فاصله بگیر.
ضروری ترین کلمه تفاهم است....................................... آن را ایجاد کن.
سالم ترین کلمه سلامتی است.................................. به آن اهمیت بده.
اصلی ترین کلمه اطمینان است.................................... به آن اعتماد کن.
بی احساس ترین کلمه بی تفاوتی است.......................... مراقب آن باش.
دوستانه ترین کلمه رفاقت است.......................... از آن سوءاستفاده نکن.
زشت ترین کلمه دورویی است......................................... یک رنگ باش.
ویرانگرترین کلمه تمسخر است.................... دوست داری با تو چنین کنند؟
موقرترین کلمه احترام است.................................. برایش ارزش قایل شو.
آرام ترین کلمه آرامش است................................................ به آن برس.
عاقلانه ترین کلمه احتیاط است................................ حواست را جمع کن.
دست و پاگیرترین کلمه محدودیت است........ اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.
سخت ترین کلمه غیرممکن است.......................................... وجود ندارد.
سلام
میلاد بهانه خلقت نبی اکرم (ص) و قرآن ناطق امام صادق (ع) بر همگی مبارک باشه. انشاالله عید خوبی داشته باشید![]()
دور دور قدرت قابيل بود
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست نفرين ها و آفرين ها بی ثمر است اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان هول و کينه بر سرم بارد تو مهربان جاودان آسيب نا پذير من هستی ای پناهگاه ابدی .... ************ در مثنوی بزرگ زندگی مصرعی ناتمامیم بودنمان انتظار یک بیت شدن است . ************** خداوندا اگر روزي بشر گردي ز حال ما خبر گردي پشيمان مي شوي از قصه خلقت از اين بودن از اين بدعت خداوندا نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه زجري مي کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
چگونه مي توان با تزيين در و پنجره ها به خانه ي خود جلوه ببخشيم
بيشتر از هر عامل ديگري، پنجره ها در بيان معماري منازل موثر هستند. پنجره هاي يك خانه مي توانند در اشكال مختلف باشند: بلند، باريك و وسيع و حتي يك آرك در بالا سر داشته باشند. يك تزئين مناسب براي پنجره ها مي تواند زيبايي هاي يك اتاق را چند برابر افزايش دهد. يك پرده مناسب قادر است يك اتاق بي روح را به مكاني آرامش بخش و روح پرور تبديل كند. همچنين عاملي براي كنترل گرما و سرما و نور باشد. پرده ها جذاب ترين نقطه ديد در يك اتاق هستند. بعضي از پنجره ها به خودي خود بسيار زيبا بوده و بنابراين پرده ها و تزئينات آن بايد مكمل اين زيبائي باشند، نه پوشاننده آن! پنجره هاي شما چه معمولي، چه زيبا و يا كاربردي، عامل بسيار مهمي در بيان سليقه و معماري هر ساختمان مي باشند.

هنگامي كه كسي براي بار اول وارد اتاقي مي شود چشمانش بي اراده به سمت پنجره ها كشيده مي شوند، صرف نظر از اينكه پوشش پنجره ها از پرده سنتي، كركره ، پارچه اي و يا حتي گياهان زنده باشند. در اينجا اولين كاري كه بايد كرد نگاه دقيق به پنجره هاي خالي و پيدا كردن نقاط ضعف و قوت آن است. صرف نظر از شكل و اندازه ، يك پنجره بايد به بهترين وجه ممكن تزئين و دكور شود.
سن دقیق و محل تولد هنرمندان کشور
راه بهشت
الهم صل علی محمد وال محمد
انسان با تقوی باید :
۱- ظاهر اسلامی داشته باشد
۲-از پرگوئی اجتناب کند
۳-کم و آهسته غذا بخورد
۴- افکار غلط به مغز خود راه ندهد
۵- به مردم بد بین نباشد
۶- حرف زشت حتی به شوخی نزند و دیگران را مسخره نکند
۷-رعایت احترام بزرگترها و کوچکترها را بنماید
۸- همیشه با وضو باشد
۹- اهسته گام بردارد
۱۰-هر عملی را با خونسردی انجام دهد
۱۱- هرشب مسواک بزند
۱۲-عصبانی نشود
۱۳- فرض کند امام زمان عج همیشه در کنار اوست
۱۴- هرعملی را با بسم الله ... شروع نماید
۱۵-هر شب حساب روزش را بنماید
۱۶- با سخاوت باشد و درخواست کننده را ناامید نکند
۱۷-دائم خدا را شکر کند
۱۸-دنبال کار خیر باشد
۱۹-همیشه خوشبو باشد
۲۰- روزی صد مرتبه بر محمد و ال محمد صلوات بفرستد و صد مرتبه دشمنان انها را لعن کند
۲۱-برای فرج امام زمان ع و برای مردم دعا کند
۲۲- نمازش را سر وقت بخواند
۲۳خوش برخورد و خوش صحبت باشد
۲۴- در مقابل گناه فورا استغفار نماید
۲۵- رعایت نظافت را در هرمورد بنماید
۲۶- مرتب و منظم باشد
۲۷- در سلام به کوچکترها و بزرگترها پیشقدم باشد
۲۸-امر بمعروف و نهی از منکر را پنهانی بجا اورد
۲۹- قبل از هر عمل فکر کند
۳۰- خود را در محیط گناه قرار ندهد
۳۱- بعد از غذا خوردن بلا فاصله نخوابد
۳۲- وفای به عهد کند
۳۳- فرزندان خود را زیاد ببوسد و سر انها را به سینه و قلب خود بچسباند
۳۴- نمازش را با توجه بخواند
۳۵-اعمال زیر را طبق فرمایش رسول اکرم ص هر شب قبل از خواب انجام دهد
(با وضو بخوابد - تسبیحات اربعه را بخواند - مغفرت و امرزش برای اموات بخواهد - سه قل هوالله .... بخواند که ثواب ختم قران دارد -صلوات برجمیع پیامبران و امامان بفرستد )
۳۶- صله رحم نماید
۳۷- نماز حضرت جعفر ع بخواند
۳۸- نماز شب بخواند
۳۹- کاری کند که دیگران برای او دعا کنند
۴۰- اعمالش را خالص نماید و با ریا کردن ان را از بین نبرد
انشالله ماهم تصمیم بگیریم از امروز با تقوی باشیم انشالله
چو گل سراپا نشاط و شوری تولدت مبارک، تولدت مبارک بهار عشقی، پر از سروری تولدت مبارک، تولدت مبارک از هر خزان و بلایی به دوری تولدت مبارک، تولدت مبارک گل و سنبل من لاله و آلاله من تولدت مبارک، تولدت مبارک گل یاسی ای رخ نوساله من تولدت مبارک، تولدت مبارک گل گلدان من، تویی جان من تولدت مبارک، تولدت مبارک غنچه بهارم، سرو خرامان من تولدت مبارک، تولدت مبارک
88/1/1 که شد تولدت مبارک، تولدت مبارک
مثل باران چشمهایت دیدنیست
شهد خاموش صدایت دیدنیست
مهربانی معنی لبخند توست
خنده هایت بی نهایت دیدنسیت


در يكي از مسافرتهارسول خدا (ص) همراه جمعي از اصحاب خود در سرزمين خشك و خالي و بدون آب و علفي فرود آمدند و به ياران خود فرمودند :مقداري هيزم جمع آوري كنيد.
اصحاب عرض كردند يا رسول الله !! اينجا سرزمين خشك و بي آب و علفي است و هيچ گونه هيزمي در آن نيست.
پيامبر اكرم (ص) فرمودند : هركس هر مقداري كه مي تواند هيزم جمع كند.اصحاب در آن صحرا پراكنده شدند و هر كدام مقداري هيزم با خود آوردند، همه را در مقابل پيغمبر روي هم انباشتند، مقدار زيادي هيزم جمع شد.
در اين هنگام رسول خدا(ص)فرمودند:"گناهان كوچك همانند اين هيزمهاي كوچك است اول به چشم نمي آيد ولي وقتي كه روي هم انباشته شد،انبوه عظيمي را تشكيل مي دهد."
سپس فرمودند:ياران من از گناهان كوچك نيز بپرهيزيدهرچند آن گناهان كوچك چندان مهم به نظر نمي آيند،اما بدانيد هرچيزي را طالب و جستجو كننده اي است و آنچه را در دوران زندگي انجام مي دهيد و هر آنچه كه بعد از مرگ آثارش باقي مي ماند ، جستجو كنندگان (دو فرشته رقيب و عتيد )همه را مي نويسندو روزي خواهيد ديد كه همان گناهان كوچك انبوهي از گناه شده است
انشا الله......
امروز برای شهدا وقت نداریم
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است
ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم
چون فرد مهمی شده نفس دغل ما
اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم
در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است
بهر سفر کرببلا وقت نداریم
تقویم گرفتاری ما پر شده از زر
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم
خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم
طا لع بینی
در صورتيكه تاريخ تولد شما در:
اول فروردين ماه باشد سياه هستيد
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد..
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد...خزان
14اسفند 1387 / 6 ربیع الاول 1430 / 4 مارس 2009

1) 14اسفندماه سال1235هجري شمسي:
نمايندگان ايران و انگليس درفرانسه معاهده پاريس را امضا كردند. درآن زمان انگلستان ازروابط ايران و روسيه ناخشنود بود و قصد داشت با دولت ايران روابط بهتري داشته باشد؛ ازاين رو با تحريكات خود درافغانستان كه تحت حاكميت ايران بود شورشهايي برپا كرد. چون قواي ايران درصدد دفاع برآمد، انگلستان ابتدا جزيره خارك را تصرف و سپس دربندربوشهرنيرو پياده كرد. نظاميان انگليسي به شيرازو اهوازنيزحمله كردند. بدين ترتيب وقتي كه خبرپيشروي نيروهاي انگليسي درجنوب به ناصرالدين شاه رسيد او پذيرفت كه نماينده ايران با ميانجيگري دولت فرانسه معاهده صلح پاريس را با نماينده ايران با ميانجيگري دولت فرانسه معاهده صلح پاريس را با نماينده دولت انگليس امضا كند. به موجب اين معاهده هرات و ديگر بخشهاي افغانستان ازقشون ايران خالي شد. مهمترين پيامد معاهده پاريس نفوذ دريايي انگلستان درخليج فارس و درياي عمان بود.
اربعین؛ هنگامه میثاق

در غروب عطش آلود، وقتی برق شقاوت خنجری آبگون بر حنجره آخرین شهید نشست. وقتی صدای شکستن استخوان در گوش سمها پیچید و آنگاه که خیمهها در رقص شعلهها گم شدند، جلادان همه چیز را تمام شده انگاشتند. هشتاد و چهار کودک و زن، در ازدحام نیزه و شمشیر، از ساحل گودالی که همه هستیشان را در آغوش گرفته بود گذشتند. تازیانه در پی تازیانه، تحقیر و توهین و قاهقاهی که با آه آه کودکان گره میخورد، گستره میدان شعلهور را میپوشاند.دشمن به جشن و سرور ایستاده است و نوازندگان، دست افشان و پایکوبان، در کوچههای آراسته، به انتظار کاروانی هستند که با هفتاد و دو داغ، با هفتاد و دو پرچم، با شکستهترین دل و تاولزدهترین پا، به ضیافت تمسخر و طعنه و خاکستر و خنده آمده است.زنان با تمامی زیورآلاتشان به تماشا آمدهاند. همه را اندیشه این است که با فرو نشستن سرها بر نیزه، همه سرها فرو شکسته است.
اما خروش رعدگونه زینبعلیها السلام، آذرخش خشم سجادعلیه السلام و زمزمه حسینعلیه السلام بر نیزه، همه چیز را شکست. شهر یکپارچه ضجه و اشک و ناله شد و باران کلام زینب جانها را شست و آفتاب را از پس غبارها و پردهها به میهمانی چشمهای بسته آورد.
چهل روز گذشت. حقیقت، عریانتر و زلالتر از همیشه از افق خون سربرآورد. کربلا به بلوغ خویش رسید و جوشش خون شهید، خاشاک ستم را به بازی گرفت. خونی که آن روز در غریبانهترین غروب، در گمنامترین زمین، در عطشناکترین لحظه بر خاک چکه کرد، در آوندهای زمین جاری شد و رگهای خاک را به جنبش و جوشش و رویش خواند. چهل روز آسمان در سوگ قربانیان کربلا گریست و هستی، داغدار مظلومیتحسینعلیه السلام شد. چهل روز، ضرورت همیشه بلوغ است، مرز رسیدن به تکامل است و مگر ما سرما و گرما را به «چله» نمیشناسیم و مگر میعادگاه موسی در خلوت طور، با چهل روز به کمال نرسید.
اربعین است. کاروان به مقصد رسیده است. تیر عشق کارگر افتاده و قلب سیاهی چاک خورده است. آفتاب از پس ابر شایعه و دروغ و فریب سر برآورده و پشت پلکهای بسته را میکوبد و دروازه دیدگان را به گشودن میخواند.
اینک، چهل روز است که هر سبزه میروید، هر گل میشکفد، هر چشمه میجوشد و حتی خورشید در طلوع و غروب، سوگوار مظلوم قربانگاه عشق است. چهل روز است که انقلاب از زیر خاکستر قلبها شراره میزند. آنان که رنج پیمانشکنی بر جانشان پنجه میکشید و همه آنان که شاهد مظلومیت کاروان تازیانه و اشک و اندوه بودند و همه آنان که وقتی به کربلا رسیدند که تنها غبار صحنه جنگ و بوی خون تازه و دود خیمههای نیم سوخته را دیدند، اینک برآشفتهاند، بر خویش شوریدهاند. شلاق اعتراض بر قلب خویش میکوبند و اسب جهاد زین میکنند. چهل روز است که یزید جز رسوایی ندیده و جز پتک استخوان کوب، فریادی نشنیده، چهل روز است استبداد بر خود میپیچد و حق در سیمای کودکانی داغدار و دیدگانی اشکبار و زنانی سوگوار رخ نموده است. اینک، هنگامه بلوغ ایثار است. هنگامه برداشتن بذری است که در تفتیدهترین روز در صحرای طف در خاک حاصلخیز قتلگاه افشانده شد.
اربعین است. کاروان به مقصد رسیده است. تیر عشق کارگر افتاده و قلب سیاهی چاک خورده است. آفتاب از پس ابر شایعه و دروغ و فریب سر برآورده و پشت پلکهای بسته را میکوبد و دروازه دیدگان را به گشودن میخواند. اربعین است. هنگامه کمال خون، باروری عشق و ایثار، فصل درویدن، چیدن و دوباره روییدن. هنگامه میثاق است و دوباره پیمان بستن. و کدامین دست محبتآمیز است تا دستی را که چهل روز از گودال، به امید فشردن دستی همراه، برآمده، بفشارد؟ کدامین سر سودای همراهی این سر بریده را دارد و کدامین همت، ذوالجناح بیسوار را زین خواهد کرد؟
اربعین است. عشق با تمام قامتبر قله «گودال» ایستاده است! دو دستی که در ساحل علقمه کاشته شد، بلند و استوار چونان نخلهای بارور، سربرآورده و حنجرهای کوچک که به وسعت تمامی مظلومیت فریاد میکشید، آسمان در آسمان به جستوجوی همصدا و همنوا سیر میکند. راستی، کدامین یاوری به «همنوایی» و همراهی برمیخیزد؟
مگر هر روز عاشورا و همه خاک، کربلا نیست؟ بیایید همواره همراه کربلاییان گام برداریم تا حسینی بمانیم.
رها گذار مشک را که آب جان نمیدهد
صدای انفجار سخت، شهر را تکانده است
صدای گریه کاخ را ولی تکان نمیدهد
به خواب رفته مادری کنار کودکش ولی
شب است؛ گاهواره را کسی تکان نمیدهد
و تانک پارک میکند کنار گاهواره ات
و ضربههای سنگ، تانک را تکان نمیدهد
هنوز جمعه جمعه ها در انتظار مهدیام
همان کسی که لحظهای به کفر امان نمیدهد...
رها گذار مشک را که آب جان نمیدهد
صدای انفجار سخت، شهر را تکانده است
صدای گریه کاخ را ولی تکان نمیدهد
به خواب رفته مادری کنار کودکش ولی
شب است؛ گاهواره را کسی تکان نمیدهد
و تانک پارک میکند کنار گاهواره ات
و ضربههای سنگ، تانک را تکان نمیدهد
هنوز جمعه جمعه ها در انتظار مهدیام
همان کسی که لحظهای به کفر امان نمیدهد...!
جمکران
مراکه مقصدم امشب به جمکران تو باشد
بدان شعف ز وجودم به آسمان تو باشد
امید دیدن رویت ربوده خواب شبانگاه
بیا بیا که وجودم ز عاشقان تو باشد
منم گدای گدایان به سوی منزل جانان
کجاست کلبه ی عشقی که آشیان تو باشد
تویی تو ناجی عالم که دل به عشق تو دادم
بیا بیا که وجودم به جمکران تو بشد
نوشتم سینه ام جانم فدایت
فدای یک قدم با آن نگاهت
نوشتم دردرون قلب مادر
که هستم تاابدتنهاغلامت
نوشتم دردرون دیده نامت
درخشیدن گرفت گفتم برایت
نوشتم تابدانی عشق هستی
گلی هستی محبت هم سرایت
سخناني گهربار از اميرالمومنين علي (ع)

گل واژه های ناب و پر معنای زندگی.jpg)
پر معنی ترین کلمه "ما" است
آن را بکار ببندیم
عمیق ترین کلمه "عشق" است
به آن ارج بنهیم
بی رحم ترین کلمه "تنفر" است
آن را از بین ببریم
سرکش ترین کلمه "هوس" است
با آن بازی نکنیم
خود خواهانه ترین کلمه "من" است
از آن حذر کنیم
ادامه باحال تره
الفبـــای خــوشبختی
Happiness Alphabet
Accept - پذیرا باشید
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید، حتی اگر برایتان مشکل باشد
که عقاید، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.
Break away - خودتان را جدا سازید
خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا
سازید.
Create - خلق کنید
خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید
و با آنها امیدها، آرزوها، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.
مراقب باش ...
مراقب افكارت باش، چون افكارت، گفتارت را میسازد
مراقب گفتارت باش، چون گفتارت، اعمالت را میسازد
مراقب اعمالت باش، چون اعمالت، عادت هایت را میسازد
مراقب عادت هایت باش، چون عادت هایت، شخصیتت را میسازد
مراقب شخصیتت باش، چون شخصیتت، سرنوشتت را میسازد
به نام خالق توانا
نقشهي 25 گنج بزرگ دنيا
امام صادق كسي است كه خود به اين گنجها دست يافته است. پس آدرسهايش همه درست است.
با دقت، پايت را جاي پاي امام بگذار و برو تا تو هم برسي.
امام صادق عليهالسلام فرمودند:
-1 بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگي و جوانمردي يافتم.
2- تندرستي و رستگاري را جستجو نمودم، پس آن را در گوشهگيري (مثبت و سازنده) يافتم.
3- سنگيني ترازوي اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهي به يگانگي خدا تعالي و رسالت حضرت محمد (ص) يافتم.
4- سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم.
5- دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براي خشنودي خداي تعالي يافتم.
6- شيريني عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.
7- رقت ,نرمي قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگي و تشنگي (روزه) يافتم.
8- روشني قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.
9- (آساني) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.
10- روشني رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.
11- فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگي زن و فرزند يافتم.
12- دوستي خداي تعالي را جستجو كردم، پس آن را در دشمني با گنهكاران يافتم.
13- سروري و بزرگي را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهي براي بندگان خدا يافتم.
14- آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمي ثروت يافتم.
15- كارهاي پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايي يافتم.
16- بلندي قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.
17- عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكاری يافتم .
18- آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايي يافتم.
19- برتري و بزرگواري را جستجو نمودم، پس آن را در فروتني يافتم.
20- عزت (ارجمندي) را جستجو نمودم، پس آن را در راستي و درستي يافتم.
21- نرمي و فروتني را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.
22- توانگري را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.
23- آرامش و همدمي را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.
24- همراهي و گفتگوي با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويي يافتم.
25- خوشنودي خدا تعالي را جستجو نمودم، پس آن را در نيكي به پدر و مادر يافتم.
مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810
به نام خالق
خدمت به خلق
همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن
ز مدینه تا به کعبه، سر و پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن
به مساجد و معابر، همه اعتکاف جستن
ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
شب جمعهها نخفتن، به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن
به خدا که هیچ کس را، ثمر آنقدر نباشد
که به روی ناامیدی در بسته باز کردن
شیخ بهایی
| دست خالي ودامان پر |
|
من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟ سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟ حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو
|
| دلايل تأخير در ظهور آقاامام عصر(عج) |
|
غیبت حضرت قائم آنقدر طولانی می شود كه بیشتر مردم در شک گرفتار می شوند و جز اشخاص مخلص و دارای معرفت کسی بر امامت ايشان باقی نخواهد ماند. مسأله غیبت حضرت ولي عصر(عج) و علل تأخير ايشان در ظهور يكي از آن یکی از اسرار آفرینش و مجهولات زندگي است و هيچ كس نمي تواند بدان راه يابد به طوري که معصومین(ع) تصریح کرده اند که علت غیبت و موانع ظهورش معلوم نخواهد شد مگر بعد از ظهور حضرت چنانچه حکمت کارهای حضرت خضر در زمان مصاحبت با موسی(ع) معلوم نشد.(1) |
| چهل دُّر مرواريد از كلام جوادالائمه عليه السلام |
|
قالَ الاِْمامُ الجَواد(عليه السلام): 1- نياز مؤمن به سه چيز «أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ»؛ مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از درون خودش، و به پذيرش از كسى كه او را نصيحت كند. 2- استوار كن، آشكار كن! «إِظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ»؛ اظهار چيزى قبل از آن كه محكم و پايدار شود سبب تباهى آن است |
|
صلوات | ||
| ||
|
سخنان امام حسين (ع) |
|
ضرورت تفکر در امر دنیا و مرگ امام حسین علیه السلام به پیروان خود توصیه میکنند در سرگذشت دیگران که پیش از این در دنیا بودند و در رفاه و آسایش زندگی میکردند تأمل کنند و همواره به یاد مرگ باشند چرا که این کار انسان را از گناه باز میدارد. آنحضرت میفرمایند: «ای فرزند آدم، کمی اندیشه کن و به خطاب به نفس خود بگو: پادشاهان و صاحبان دنیا و جهانداران گذشته کجایند؟ آنهایی که شهرها بنا کردند و نهرها را جاری کردند و... و سرانجام با بیمیلی از همه آنها جدا شده، از دنیا رفتند و همه را برای دیگران به ارث گذاشتند. ما هم روزی مثل آنها همه چیز را به دیگران وا گذاشته، به آنها خواهیم پیوست. ای فرزند آدم، هنگامی را به یاد آور که با مرگ دست و پنجه نرم میکنی و در قبر پهلو به زمین میگذاری و در پیشگاه خدا تمام اعضای بدنت علیه تو گواهی خواهند داد و رازهای پنهان آشکار شده، ترازوهای عدالت برقرار میشود».
|
ای ز دردت خسـتگـان را بــوی درمــــان آمــده
یـــاد تو مر عاشقـــان را مـونس جــــان آمــده
صدهزاران همچو موسی مست درهرگوشه ای
رب ارنی گــو شــــده، دیــدار جــویــان آمــده
صــد هزاران عاشـــق خستــه بینــم پر امیـد
بــر ســرکــــوی غمــت اللـه گــویـــان آمــــده
سینـه هـا بینم زســـوز هجرتو بریان شــده
دیـده هــا بینـم ز درد عشـق تو گـریان آمده
عـاشقـانت نعــره ی الفقـر فخــری می زننـد
بــرسـرکــــوی مــلامت پــای کـــوبــان آمــده
"پیــرانصار" زشراب شوق خـورده جـرعــه ای
همچو مجنون گرد عالم مست وحیران آمـده
خواجه عبدالله انصاری
از تــو بگذشتـم و بگـذاشتمت با دگـران رفتـم از کــوی تو لیکــن عقب سرنگـران
ما گذشتیم وگذشت آنچه توبا ما کردی تو بمــان و دگــران وای بــه حال دگـران
رفته چومه به محاقم که نشانم ندهند هر چـه آفـاق بجــویند کـران تا به کران
می روم تـا کـه به صاحبنظری بازرسم محـــرم مــا نبــود دیــده کــوته نظـران
دل چـون آینه اهل صفــا مــی شکننـد که ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبران
دل من دار که در زلف شکن در شکنت یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران
گل این باغ بجز حسـرت و داغم نفـزود لاله رویا تو ببخشــای به خونین جگران
ره بیـــداد گــران بخت مــن آموخت ترا ور نــه دانــم تو کجـا و ره بیــداد گــران
سهل باشدهمه بگذاشتن و بگذشتن کایــن بـــود عـــاقبت کار جهـان گذران
شهــــریارا غـــم آوارگـــی و دربــــدری شورها در دلم انگیخته چون نو سفران
شهریار
بگـــذار تــــا مقـــابل روي تـــو بگـــذريــم
دزديــــده در شمـــــــايل خوب تو بنگريم
شوق است در جدايي وجور است درنظر
هم جــــور بـــه كه طاقت شوقت نياوريم
روي اربه روي مامكني حكم ازآن توست
بازآ كـــــه روي در قـــــدمـــانت بگستريم
مـــا را سريست با تو كه گر خلق روزگار
دشمن شوند وسر برود هم بر آن سريم
گفتـــي زخاك بيشترند اهل عشــق من
از خـــاك بيشتـــر نه كه از خاك كمتــريم
مـا با توايم و با تو نه ايــم اينت بوالعجب
در حلقـه ايم با تو وچون حلقــه بر دريم
نــه بوي مهر مي شنويم از تو اي عجب
نــه روي آن كـــه مهـــر دگر كس بپروريم
از دشمنـــان برند شــكايت به دوستــان
چون دوست دشمن است شكايت كجابريم
مـــا خـــود نمي رويم روان از قفـاي كس
آن مــي برد كه مــا به كمنــد وي اندريم
سعدي تو كيستي كه در اين حلقه كمند
چنـــدان فتـــاده اند كــه مــا صيــد لاغريم
شیخ اجل