امیر محمد

 

چهل نکته خواندنی در مورد حرم مقدس رضوی

 

نكته1

در سال 203 و به قولى 202 هجرى قمرى كه حضرت رضا علیه السلام در طوس به شهادت رسیدند بدن مطهر آن امام همام را در باغ حمید بن قحطبه و در كنار قبر هارون خلیفه عباسى به خاك سپردند و نخستین بناى حرم مطهر همان بقعه هارون الرشید است كه بعدها حرم را روى دیوارهاى قدیمى آن بنا نهادند و از آن به بعد طوس به مشهد الرضا تغییر نام یافت. 

نكته2

در سال 400 هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم تجدید بنا و مناره‎اى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمان‎هاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است .

نكته3

سنگ مرقد نخستین كه برای مشخص نمودن مدفن امام بر زمین نصب شده، سنگ بنای ساخت ضریح هم بوده است. آنچه مسلم است تا قرن هشتم هجری قمری ضریحی بر مضجع شریف نصب نبوده است.

 

ادامه نوشته

امیر محمد

 

 

امیر محمد

 

بهار آمد

 

بهار آمد ، بوي تازگي ، رنگ عاشقي ، بوي شكوفه ها آمد!

ابرهاي سياه از آسمان وداع گفتند و آسمان رنگ زيباي آبي را به خود گرفت!

آسمان پرده سياه خود را از وجود خود كنار كشيد و چهره واقعي خود را نمايان كرد!

پرنده ها همه با آواز پر از عشقشان آمدند! شاخه هاي خشك گل كردند و دشت عشق دوباره

سر سبز و زيبا شد!

بهار آمد با كوله باري از طراوت و تازگي و رنگ اميد !

بهار آمد با يك دنيا عطر و بوي عاشقي! آمد و دنيا را دگرگون كرد!

بهار آمد با نوايي آرام و پر غرور ! آمد و رنگ پر از غم دنيا را تازگي بخشيد!

بهار آمد با شكوفه ها ، با سر سبزي ، با لطافت !

فرا رسيد فصل زيبايي ها و فصلي كه مي توان قشنگترين قشنگي ها را در دنيا ديد!

 

 

ادامه نوشته

امیر محمد

 

 آیات ایمان

v الإمامُ الصّادقُ عليه السلام - وقد سُئلَ : بأيِّ شي‏ءٍ يَعلَمُ المؤمنُ بأنّهُ مؤمنٌ ؟ - : بالتَّسْليمِ للَّهِ والرِّضا فيما وَردَ علَيهِ مِن سُرورٍ أو سُخْطٍ .

امام صادق عليه السلام - در پاسخ به اين پرسش كه : مؤمن بودن مؤمن به چه چيز شناخته مى‏شود ؟ - : به تسليم در برابر خدا و خشنود بودن به هر آنچه از غم و شادى كه به او مى‏رسد .

 

برای مشاهده سایر آیات و احادیث به ادامه مطلب ...

 

ادامه نوشته

امیر محمد

 

با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهایی ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه مارا عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط امان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما,,,

 -------------------------

عمريست كه از حضور او جا مانديم
در غربت سرد خويش تنها مانديم
او منتظرست تا كه ما برگرديم

 

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق برای زنده موندنی

میدونم هنوز اسیرم تو حصار لحظه ها

کاش میشد با یه اشاره ي تو ازاد میشدم

با توام که گفته بودی غصه هام تموم میشن

پس کجایی که بیایی منو بگیری از خودم

ناجی ترانه ها منو به واژه ها ببر

این حقیرو به سخاوت شب و دعا ببخش

نمیدونم از کدوم ستاره میبینی منو

چشماتو میبندیو دوباره میبینی منو

پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام

خیلی خستم باورم کن دنیا زندونه برام

توی کور راه چشمام عطر بارون بوی سیبی

واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق برای زنده موندنی


ماييم كه در غيبت كبري مانديم