امیر محمد

كه باشد یك وجب روغن به رویش بمانی در عجب از رنگ و بویش
بگفتا ژل زدی بر گیسوانت؟ كه این باشد همان اول گناهت
چرا پیراهنت چسبان و تنگ است ز دانشجو چنین رفتار، ننگ است
گزارش كرده اند چندین و چند بار كه رؤیت گشته بر لبهات سیگار
مگر چشمت ضعیف است ای پسر جان كه چشمك میزنی بر این و بر آن؟
به تو من گفته ام افزون ز صد بار كه دست از این ادا اطوارا بردار!
************************************************
سرانجام چون تمام شد حرفهایش بگفتیم ما سخن بهر جوابش
بگفتم ژل كجا بود آب خالیست به جان بچه هام ژل كار ما نیست
میگی پیراهنت تنگ است و چسبان خب این هستش واسه دوم دبستان
با این وضع خراب و شیر تو شیری تو پول داری بری پیرهن بگیری؟
عمو! سیگار و دود از ما گذشته دیگه تكرار نكن این حرفا زشته!
واسه چشمك دیگه حرفی ندارم خودت بنگر بر این احوال زارم
من عاشق گشته ام بیخود نده گیر بزار رد شم، كلاسم گشته بس دیر!