هم بهار طبيعت آمد و هم بهار دل ها!

دلها همه پر شور شد ، دلهايي كه به رنگ فصل خزان بود سبز سبز شد!

رنگ عشق ، رنگ ديگري شد ، ساز عشق ساز آرامتري شد ، و حرفهاي عاشقانه تازتر و پر

اميد تر شد!

بهار دل با كوله باري از محبت آمد ، محبتي به رنگ آبي آسمان ، به رنگ سفيد !

بهار عيد خجسته را با خود آورده ، عيد زندگي ، عيد قلب هاي پر از غم و عاشق!

هفت سين زندگي را آماده كرديم تا با نگاه در آينه و ترسيمي از چهره

گذشته خود درس عبرتي از گذشته ها را بگيريم و با طلوعي ديگر در اين دنيا زندگي كنيم!

قرآن مقدس را باز ميكنيم و با خواندن آن سال نو را با رنگ و حالتي ديگر آغاز ميكنيم!

بياييم اينبار اين سال جديد را با لبخند آغاز كنيم تا لحظه هايي كه در پيش داريم لحظه هاي

شيرين زندگي مان باشد!

بياييم در آغاز تازگي طبيعت ، لحظه هاي زندگي مان نيز تازه كنيم ، بياييم گذشته هاي تلخ و

كينه ها را از صحنه قلبمان پاك كنيم تا با دلي با احساسي تازه زندگي را دوباره از سر بگيريم!

بياييم در آغاز سال نو قلبهايمان را عاري از گرد و غبار غم و غصه كنيم!

بهار آمد ، چه زيبا نيز آمد !

خورشيد با رنگ و گرماي تازه اي بر تن خسته ما مي تابد !

خورشيد ديگر آن خورشيد زمستان نيست ، خورشيد اينبار گرمايي دارد كه سوزان و بي جان

نيست!

بهار آمد ، درهاي قلبمايمان را باز كرد و لبخند عاشقانه اي به ما زد!

بهار آمد و خزان زندگي به خواب رفت ، بهار آمد و سوز زمستان سفر كرد!

بهار آمد دشت عشق پر از پروانه هاي رنگارنگ شد !

بهار آمد تا زيبايي هاي خود را به رخ ما بكشد!

بياييم در آغاز دگرگوني دنيا ، دل خود را نيز دگرگون كنيم