امیر محمد
خلق ایستاده کو به کو چشم انتظار روی او تا پرده از روی نکو گیرد نگار نازنین
شد جلوهگر نور خدا در روز میلاد رضا کز بوی دلجویش فضا شد مشکبار و عنبرین
از نجمه سر زد اختری، خورشید روشن گوهری جانم فدای مادری کاورده فرزندی چنین
چون لعل شکر بار او شیرین بود گفتار او بر قامت و رخسار او بادا هزاران آفرین
شاهی که او را خاک در روبد ملک با بال و پر بر خاک پاکش مشک تر، ریزد ز گیسو حور عین
مهرش فروغ محفلم خاکش صفا بخش دلم گویی که با آب و گلم گشته ولای او عجین
صبح سعادت روی او، خرم فضا از بوی او فردوس رضوان کوی او قل فادخلوها آمنین
از تکتم آن فخر زنان شد سر مکتومی عیان رازی که روشن شد از آن اسرار قرآن مبین
دل و اله و حیران او جانها فدای جان او از خرمن احسان او ذرات عالم خوشه چین (1)
طلوع صبح
نجمه، مادر امام رضا علیه السلام، میفرماید: زمانی که فرزند بزرگوارم را باردار بودم، هرگز احساس سنگینی نمیکردم. وقتی میخوابیدم، صدای تسبیح و تهلیل و تمجید حق تعالی را از درونم میشنیدم. هراسان از خواب بیدار میشدم; ولی دیگر آن صدا به گوش نمیرسید. وقتی به دنیا آمد، دستهایش را بر زمین گذاشت; سر مطهرش را به سوی آسمان بلند کرد، لبهایش را تکان داد، ولی نفهمیدم چه میگوید. نزد امام کاظم علیه السلام رفتم، او فرمود: «نجمه، کرامت پروردگار گوارایتباد.» فرزندم را در پارچهیی سفید پیچیدم و نزد حضرت بردم. وی در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند. آن گاه آب فرات خواست و کامش را با آن برداشت. سپس نوزاد را به من بازگرداند و فرمود: بگیر این را که ذخیرهی خداوند در زمین و حجتخدا بعد از من است. (2) و چنین بود که هشتمین خورشید امامت در روز جمعه، یازدهم ذیقعده، در مدینه دیده به جهان گشاد. (3) پدرش امام موسی کاظم علیه السلام، هفتمین امام شیعیان، و مادرش «نجمه» (4) الگوی خردورزی، دینباوری، حیا و عبادت بود. بزرگواری این بانو چنان بود که حمیده، مادر امام کاظم علیه السلام، هرگز نزدش نمینشست و در جهت تعظیم و احترام وی میکوشید. رؤیای صادق حمیده را میتوان یکی از دلیلهای احترام بسیار وی به نجمه دانست. او شبی رسول خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دید که فرمود: حمیده، نجمه را به فرزندت موسی ده; از او فرزندی به دنیا خواهد آمد که بهترین اهل زمین است. (5) بر این اساس، وی نجمه را در اختیار امام موسی کاظم علیه السلام قرار داد و به وی گفت: فرزندم، کنیزی است که در زیرکی و کرامتهای اخلاقی بهتر از او ندیدهام. میدانم هر نسلی که از وی به وجود آید پاکیزه و مطهر خواهد بود. وقتی امام رضا علیه السلام به دنیا آمد، مادرش را طاهره نامیدند. او به عبادت عشق میورزید و میگفت: دایهیی بیابید تا مرا در شیر دادن یاری دهد... . شیرم کافی است، ولی پرداختن به شیر نوزاد سبب شده نوافل و ذکرهایی که به آنها عادت کرده بودم، کاستی پذیرد. (6)
نام و لقبهای حضرت
نام حضرت علی، کنیهاش ابوالحسن و القابش رضا، صابر، فاضل، رضی، وفی، قرة اعین المؤمنین و غیظ الملحدین است. (7)
علی بن یقطین دربارهی کنیهی حضرت میگوید: نزد امام کاظم علیه السلام رفتم و دریافتم فرزندش علی بن موسی الرضا علیهما السلام نیز نزد وی شتافته است. امام فرمود: علی بن یقطین، همین علی، آقای فرزندان من است. آگاه باش، من کنیهام [ابوالحسن ] را به وی دادم. (8)
بزنطی دربارهی لقب حضرت میگوید: به امام محمد تقی علیه السلام عرض کردم: گروهی از مخالفانتان چنان میپندارند مامون پدر بزرگوارتان را همزمان با پذیرش ولایت عهدی، رضا لقب داد.
حضرت فرمود: به خدا سوگند، دروغ میگویند. حق تعالی او را رضا نامید; چون خدا در آسمان و رسول خدا و امامان معصوم علیهم السلام در زمین وی را پسندیدند.
پرسیدم: پس چرا وی رضا نامیده شد؟
فرمود: چون، افزون بر دوستان، مخالفان نیز او را پسندیدند و از وی خشنود بودند. اتفاق دوست و دشمن در رضایتبه وی اختصاص دارد. (9)
سلام علی آل طه و یاسین سلام علی آل خیر النبیین
سلام علی روضة حل فیها امام یباهی به الملک و الدین
امام به حق شاه مطلق که آمد حریم درش قبلهگاه سلاطین
شه کاخ عرفان گل شاخ احسان در درج امکان مه برج تمکین
علی بن موسی الرضا کز خدایش رضا شد لقب چون رضا بودش آیین
ز فضل و شرف بینی او را جهانی اگر نبودت تیره چشم جهان بین
پی عطر روبند حوران جنت غبار دیارش به گیسوی مشکین
اگر خواهی آری به کف دامن او برو دامن از هر چه جز اوست در چین
چو جامی بچش لذت تیغ مهرش چه غم گر مخالف کشد خنجر کین (10)
شخصیت والای امام رضا علیه السلام
امام رضا علیه السلام پایهی دین و چشمهی زلال معرفتبود. بعد از شهادت پدر بزرگوارش، امامت را به عهده گرفت و در هتبارور ساختن فرهنگ غنی اسلام کوشید. شخصیت وی از دو جهتشخصی و اجتماعی قابل بررسی مینماید.
1- عصمت
شیعیان امامان را معصوم و از هر نوع خطا و اشتباه پیراسته میشمارند. بر این اساس، امام رضا علیه السلام معصوم است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در رویایی صادق به امام کاظم علیه السلام فرمود: او [امام] کسی است که با نور خدا میبیند، با فهم خود میشنود و بر اساس حکمتخود سخن میگوید. اشتباه نمیکند و در راه دانش گام برمیدارد نه نادانی.
آن گاه دست امام رضا علیه السلام را گرفت و فرمود: او همین است.
امام کاظم علیه السلام بعد از نقل این خواب به یزید بن سلیط فرمود: امسال مرا دستگیر میکنند و امامتبا فرزندم علی علیه السلام است که همنام علی بن ابی طالب و علی بن حسین به شمار میآید. خداوند به او فهم، خویشتن داری، یاری دین و محنت علی اول و بردباری در برابر ناگواریها و استقامت علی دوم بخشیده است. (11)
ای صاحب ولایت و عصمت ز روضهات بر کائنات هست کنون اقتدار توس
بیت الحرام قبله شد و مرقد تو نیز آن در میان مکه و این بر کنار توس (12)
قلب میگردد روان از بوی خاک درگهش خاک نتوان گفتنش کز روی عزت کیمیاست
قبه پرنورش از رفعتسپهر دیگری است و اندر و ذات پر انوارش چو مهر اندر سماست
رفعت گردون گردان دارد آن گه بر سری مجمع تقوا و عصمت مرکز صدق و صفاست
حاسد ار نشناسدش کز روی رفعت کیست او پادشاه اتقیا و ازکیا و اصفیاست (13)
2- دانش
امام علیه السلام دانش و معرفت را از پدرانش و جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله به ارث برد. امام کاظم علیه السلام به فرزندانش میفرمود: این برادرتان [علی بن موسی ] عالم آل محمد صلی الله علیه و آله است. مسائل دین خود را از وی بپرسید و آنچه به شما میگوید نگهدارید; زیرا من بارها از پدرم جعفر بن محمد شنیدم که فرمود: عالم آل محمد - که همنام امیر مؤمنان علیه السلام علی است - در صلب تو است; کاش او را میدیدم.
ابراهیم بن عباس صولی میگوید: ندیدم از امام رضا علیه السلام پرسش شود و او پاسخش را نداند. به آنچه تا زمانش بر روزگار گذشته، از وی داناتر ندیدهام. مامون از هر چیزی میپرسید و امام را میآزمود. امام پاسخ میداد و همهی پاسخهایش به قرآن مستند بود. (14)
مامون به فرزند ابی ضحاک - که از میزان دانش امام شگفت زده شده بود - گفت: آری پسر ابی ضحاک، این بهترین و داناترین و عابدترین مردم روی زمین است.
او همچنین به محمد بن جعفر گفت: این پسر برادرت از آن دسته اهل بیت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله دربارهی آنها فرمود:
«الا ان ابرار عترتی و اطائب ازومتی احلم الناس صغارا اعلمهم کبارا لا تعلموهم فانهم اعلم منکم ولا یخرجونکم من باب هدی ولا یدخلونکم من باب ضلال. (15)
» آگاه باشید، نیکان خاندانم و پاکیزگان نسلم در کودکی از همه شکیباتر و در بزرگی از همه داناترند. به آنها علم میاموزید; زیرا آنها از شما داناترند. آنان شما را از راه هدایتبیرون نمیبرند و در وادی گمراهی نمیافکنند.
بر این اساس، امام رضا علیه السلام نیز مانند دیگر امامان معلم انسانها بود و هیچ انسانی حق استادی بر وی نداشت.
3- مکارم اخلاق
اخلاق خوب، نشان دهندهی ذات نیک و درون زیبای انسان است. امام رضا علیه السلام چنان به این ویژگی آراسته بود که دوست و دشمن را جلب میکرد. ابراهیم بن عباس صولی در اینباره گفته است:
هرگز ندیدم در سخن گفتن با کسی درشتی کند.
هرگز ندیدم سخن کسی را پیش از آن که تمام شود، قطع کند.
هرگز درخواست کسی را که قادر به انجام دادنش بود، رد نکرد.
در برابر همنشین، پاهایش را دراز نمیکرد.
در برابر همنشین تکیه نمیداد.
ندیدم به بردگان بد بگوید.
هر که ادعا کند در فضیلت مانند او دیده، باور نکنید. (16)
یسع بن حمزه میگوید: در مجلس امام رضا علیه السلام مشغول گفت و گو بودیم که مردی بلند قامت داخل شد و گفت: سلام بر تو ای فرزند پیامبر خدا، من مردی از دوستان شما، پدران و نیاکانتانم. اکنون از زیارت خانهی خدا باز گشتهام و چیزی که بتوانم با آن خود را به خانه برسانم ندارم. مرا به دیارم فرست; من دارای نعمت و دولتم و درخور صدقه نیستم، آنچه مرحمت فرمایی، از سوی شما صدقه خواهم داد.
امام از او خواستبنشیند. بعد از پایان جلسه، از وی اجازه گرفت و به خانه رفت. لحظاتی بعد، در را بست; دستش را اخلاق خوب، نشان دهندهی ذات نیک و درون زیبای انسان است. امام رضا علیه السلام چنان به این ویژگی آراسته بود که دوست و دشمن را جلب میکرد.
از بالای در بیرون آورد و پرسید: [آن مرد ] خراسانی کجاست؟ ! مرد پاسخ داد: این جایم.
فرمود: این دویست دینار را بگیر، با آن هزینهی سفرت را تامین کن; به اینها تبرک بجوی، از سوی من صدقه مده و بیرون شو.
یکی از یاران حضرت پرسید: فدایتشوم به او مهربانی کردی و چهره پنهان ساختی؟ !
فرمود: چون نیازش را برآوردم، نخواستم خواری خواهش را در چهرهاش ببینم. آیا این حدیث پیامبر را نشنیدهای که فرمود: کار نیکی که پنهان انجام شود، برابر هفتاد حج است و افشا کنندهی کار بد خوار و پنهان کنندهی آن آمرزیده است... . (17)
ای جنابت قبلهی حاجات ارباب نیاز حاجتی کاین جا رود معروض بیشبهت رواست
حاجت ابن یمین را هم روا کن بهر انک حاجتخلقان روا کردن ز اخلاق شماست
در ره اخلاص تو جز افتخارم هیچ نیست و آن که زاد او نه فقرست اندرین ره بینواست
نیستم محتاج دنیا چون فنایش در پی است کار عقبی دار و حالش را کهدر دار البقاست (18)
4- هدایت منحرفان
امام رضا علیه السلام به راهنمایی و هدایت منحرفان فکری و سیاسی بسیار اهمیت میداد. پس از شهادت امام کاظم علیه السلام، گروهی چنان پنداشتند امام کاظم علیه السلام همچنان زنده است. حضرت رضا علیه السلام به شیوههای مختلف با این گروه رو به رو میشد و به هدایت آنها میپرداخت. عبدالله بن مغیره عراقی میگوید: من به مذهب واقفیه اعتقاد داشتم. وقتی برای به جای آوردن مراسم حجبه مکه رفتم، تردید وجودم را فرا گرفت. خود را به دیوار کعبه چسباندم و گفتم: خدایا، نیازم را میدانی، مرا به بهترین دینها ارشاد فرما!
همانجا به قلبم خطور کرد نزد امام رضا علیه السلام به مدینه بروم. وقتی به خانهی حضرت رسیدم، به خادم گفتم: به ولایتبگو مردی عراقی آمده است. در این لحظه، صدای امام رضا علیه السلام را شنیدم که دو بار فرمود: عبدالله بن مغیره، وارد شو.
وارد خانه شدم، به چهرهام نگریست و فرمود: خداوند دعایت را مستجاب و تو را به دین خویش هدایت کرد.
گفتم: اشهد انک حجة الله و امینه علی خلقه. (19)
عالم آل محمد از دریای مواج دانش خویش در مسیر راهنمایی دانشوران نیز بهره میبرد. مناظرههای آن حضرت بر درستی این سخن گواهی میدهد. صفوان بن یحیی میگوید:
یوحنا نزد امام رضا علیه السلام آمد و گفت: گروهی ادعایی دارند. جمعی سخن آنها را درست میدانند ولی افزون بر آن، ادعای دیگر نیز دارند. در این باره چه میفرمایید؟
حضرت فرمود: ادعای گروه اول پذیرفته است و ادعای گروه دوم بدان سبب که گواهی ندارند، پذیرفته نیست.
یوحنا گفت: ما بر این باوریم عیسی، روح خدا و کلمهی او است. مسلمانان نیز این سخن را میپذیرند; ولی میگویند محمد رسول خدا است. ما این ادعا را قبول نداریم. بیتردید آنچه بر آن توافق داریم، از آنچه در آن اختلاف داریم، بهتر است.
امام پرسید: چه نام داری؟
گفت: یوحنا.
حضرت فرمود: یوحنا، ما به آن عیسی بن مریم، روح و کلمهی خداوند که به محمد ایمان داشت، به آن بشارت میداد و بر بندگی خود اعتراف داشت، ایمان داریم. اگر آن عیسی که شما میگویید روح خدا و کلمهی او است، عیسایی که به محمد ایمان داشت، به او بشارت میداد و بر بندهگیاش معترف بود نباشد، ما از اعتراف بدان پیراستهایم و هیچ توافقی نداریم. (20)
علی بن شعبه میگوید: وقتی امام رضا در مجلس مامون به گروهی از دانشمندان عراقی و خراسانی پیوست، مامون گفت: منظور از آیهی «ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا» چیست؟
دانشمندان گفتند: مراد تمام امت است; یعنی همهی امت پیامبر صلی الله علیه و آله برگزیدهاند و کتاب به آنها ارث میرسد.
مامون به امام گفت: شما چه میفرمایید؟
عالم آل محمد فرمود: خداوند در این آیه به عترت پاک رسول خدا صلی الله علیه و آله نظر دارد.
مامون پرسید: چگونه؟
امام فرمود: اگر همهی امتبرگزیدهی خدا و وارث کتاب بودند، پس باید همه بهشت میرفتند; چون خدا میفرماید: «فمنهم ظالم لنفسه ومنهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات باذن الله ذالک هو الفضل الکبیر» پس آنها را در بهشت قرار داد و فرمود: «جنات عدن یدخلونها» پس وراثتبه عترت پاک رسول خدا اختصاص دارد. عترت پیامبر کسانیاند که خداوند در کتابش آنها را چنین وصف کرده است: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا.» رسول خدا نیز دربارهی آنها میفرماید: «انی مخلف فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض... . من دو چیز گران میان شما برجای میگذارم: کتاب خدا و عترتم [که] اهل بیت من [شمرده میشوند ] هرگز از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. ... (21)
از شهادت پدر تا هجرت به ایران
در سال 179ه . ق. امام کاظم علیه السلام به وسیلهی هارون الرشید دستگیر و به عراق منتقل شد. بر اساس نظر مشهور، آن حضرت در بیست و پنجم رجب 183 به شهادت رسید. (22) مسافر، خدمتکار خانهی امام کاظم، میگوید: هنگامی که امام کاظم را به بغداد میبردند، حضرت به فرزندش امام رضا علیه السلام فرمود: در خانهی من بخواب تا آن که خبر شهادتم را دریافت کنی.
ما هر شب بستر حضرت رضا علیه السلام را در دالان خانه میانداختیم. آن حضرت بعد از شام میآمد، در آنجا میخوابید و بامداد به خانهی خود میرفت. این روش تا چهار سال ادامه یافت. سرانجام شبی حضرت برای خواب به خانهی پدر نیامد. اهل خانه نگران شدند. بامداد حضرت آمد و به اماحمد فرمود: آنچه پدرم به تو سپرده، نزد من آور.
ام احمد فریادی کشید و ... گفت: به خدا سوگند، مولایم وفات یافته است.
حضرت رضا علیه السلام فرمود: آرام باش، گفتارت را آشکار مساز تا خبر به حاکم مدینه برسد.
آن گاه اماحمد کیسهیی - که دو یا چهار هزار دینار در آن بود - به حضرت داد و گفت: امام کاظم علیه السلام کیسه را محرمانه به من داد و فرمود: این امانت را از همه پنهان دار و چون یکی از فرزندانم آن را مطالبه کرد، به وی بسپار; و این نشانهی وفاتم خواهد بود.
امام رضا علیه السلام، پس از تحویل گرفتن امانت، به خانهاش رفت و دیگر برای خواب به خانهی امام کاظم علیه السلام نیامد. پس از چند روز، پیکی خبر وفات امام را به مدینه آورد. روزها را شمردیم و دریافتیم همان روزی که امام رضا برای خواب به خانهی پدر نیامد، امام کاظم علیه السلام به سرای جاودانگی شتافت (23) .
پس از شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام، حضرت رضا علیه السلام امامتش را آشکارا بیان میکرد تا مردم در فتنهها گمراه نشوند. صفوان بن یحیی میگوید: پس از شهادت امام کاظم علیه السلام، حضرت رضا علیه السلام دربارهی امامتش آشکارا سخن میگفت. ما بر جان حضرت ترسیدیم. مردی به وی گفت: شما امری بسیار مهم را آشکار ساختید، بر جان شما بیمناکیم.
امام فرمود: او [هارون] هر چه بکوشد بر من راهی ندارد. (24)
مهمترین مشکل حضرت در این عصر، گروه واقفیه بود که در سایهی کژاندیشی جمعی دنیاطلب شکل گرفت. سرانجام مامون در سال 200 امام را به خراسان فرا خواند و حضرت ناگزیر سمت آن سامان رهسپار شد. (25)
حدیثسلسلة الذهب
ابن صلت هروی میگوید: با حضرت رضا علیه السلام بودم. وقتی سوار بر استر به نیشابور گام نهاد، دانشوران به استقبالش رفته، افسار استر را گرفتند و گفتند: پسر رسول خدا، تو را به حق پدران پاکت، سخنی بگو.
امام سر از هودج بیرون آورد و فرمود: پدرم موسی بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد، از پدرش محمد بن علی، از پدرش علی بن حسین از پدرش حسین آقای جوانان بهشت، از امیر مؤمنان، از رسول خدا صلی الله علیه و آله چنان نقل کرد که جبرئیل روح الامین از سوی خداوند گفت:
انی انا الله لا اله الا انا وحدی. عبادی فاعبدونی ولیعلم من لقینی منکم بشهادة ان لا اله الا الله مخلصا بها انه قد دخل حصنی ومن دخل حصنی امن من عذابی.
من خدایی هستم که جز من پروردگاری نیست. بندگان من، مرا عبادت کنید و بدانید هر که با شهادت لا اله الا الله و اخلاص و عمل مرا ملاقات کند، به حصارم گام مینهد و هر که به حصارم قدم گذارد، از عذابم ایمن است.
آن گاه دربارهی اخلاص در شهادت بر یگانگی خداوند پرسیدند، فرمود:
«طاعة الله وطاعة رسول الله وولایة اهل بیته» . (26)
پیروی از خداوند و فرستادهی پروردگار و پیوند با اهل بیت وی.
از پذیرش ولایت عهدی تا شهادت
در مرو مامون به استقبال امام شتافت و او را ناگزیر ساخت پیشنهاد ولایتعهدی او را بپذیرد. امام در برابر رژیم موضعی منفی و شگفت انگیز اختیار فرمود; زیرا پذیرش ولایت عهدی را به عدم مسئولیتخصوصی و عمومی مشروط ساخت. او فرمود: ولایت عهدی را به شرطی میپذیرم که کسی را به مقامی نگمارم و از کاری برکنار نکنم، سنتی را دگرگون نسازم، از دخالت در امور حکومتبر کنار باشم و تنها مورد مشورت قرار گیرم. (27)
به اعتقاد امام تا حکومتبه طور کامل تحت رهبری وی قرار نمیگرفت، مشروعیت نمییافت; حضرت، با عدم دخالت در امور حکومتی، عملا مشارکت در حکومت را رد کرد; زیرا بر اساس مشارکت، امام باید سهم مامون در حکومتبر مؤمنان را تایید میکرد و به آن مشروعیت میداد. بنابر این، نقشهی اخذ مشروعیت مامون با عدم دخالت امام در امور حکومتی ناکام ماند. (28)
پس از پذیرش ولایت عهدی مراسمهای مفصل جشن برگزار شد; ولی از آن جا که مامون امام را تنها برای کسب مشروعیتبه ایران فرا خوانده بود، بعد از حدود سه سال، در صفر سال 203 در پنجاه و پنجسالگی، وی را مسموم ساخت. (29) پیکر امام در سناباد به خاک سپرده شد.
ای روضهیی که دهر ز بویت معطر است آبت ز کوثر و گلت از مشک و عنبرست
در طینت تو چشمهی خورشید مضمرست بوی تو چون نسیم جنان روح پرورست
خاکی و نه فلک بوجودت منورست تا در تو نور دیده زهرا و حیدرست
خورشید کو یگانه رو هفت کشورست بهر شرف ز خاکنشینان این درست (30)
زیارت امام رضا علیه السلام
زیارت دیدار مشتاقانهی برگزیدگان خداوند است; برقرار ساختن ارتباط قلبی با حجت پروردگار و حضور در مشهد و گرامی شمردن شهید است. امام رضا علیه السلام دربارهی زیارت میفرماید:
ان لکل امام عهدا فی عنق اولیائه وشیعته وان من تمام الوفاء بالعهد وحسن الاداء زیارة قبورهم. فمن زارهم رغبة فی زیارتهم وتصدیقا بما رغبوا فیه کان ائمتهم شفعاءهم یوم القیامة. (31)
هر امامی را در گردن پیروانش پیمانی است. وفای به این پیمان وقتی کامل است که آرامگاههاشان زیارت شود. پس هر که امامان را مشتاقانه زیارت کند و آنچه مورد خواست و اشتیاق آنان است درستشمارد، آنان نیز در روز رستاخیز شفیعانش خواهند بود.
و نیز فرمود: به زودی توس محل آمد و شد شیعیان و زائرانم میگردد. بدان، هر که مرا در توس - که از وطنم [مدینه] دور است - زیارت کند، روز قیامت در حالی که آمرزیده شده با من و همرتبهی من خواهد بود. (32)
صله از حضرت رضا علیه السلام
حاج شیخ ابراهیم صاحب الزمانی، پیش از شروع درس مرحوم آیت الله العظمی حائری دقایقی مرثیه میخواند. او - که مردی با اخلاص بود - میگفت: به مشهد مقدس مشرف شدم و مدتی در آن جا اقامت گزیدم. آنچه داشتم، خرج کردم و تهیدستشدم. کسی را نیز نمیشناختم تا مشکلم را با وی در میان نهم.
به همین جهت، قصیدهیی در ستایش حضرت رضا علیه السلام سرودم. چنان اندیشیدم که آن را برای تولیتبخوانم و صله بگیرم. با این هدف حرکت کردم; ولی در راه به خود آمدم و تصمیم گرفتم آن را به حضرت ارائه دهم. به همین جهت، کنار ضریح رفتم، پس از استغفار و راز و نیاز با خدا، قصیده را خواندم و تقاضای صله کردم. ناگاه دیدم دستی با من مصافحه کرد و یک اسکناس ده تومانی در دستم نهاد. بیدرنگ گفتم: سرورم، کم است.
ده تومان دیگر بدان افزود.
باز گفتم: کم است.
او همچنان میافزود و من بیشتر میطلبیدم. سرانجام میزان پول به هفتاد تومان رسید. شرم کردم بیشتر بخواهم. سپاس گزاردم و از حرم بیرون آمدم. در حال پوشیدن کفشهایم بودم که دیدم آیت الله حاج شیخ حسنعلی تهرانی، جد آیت الله مروارید مشهدی، با شتاب رسید و فرمود: شیخ ابراهیم، خوب با حضرت رضا مانوس شدهای، قصیده میسرایی و پاداش میگیری. صله را به من ده تا... .
بیدرنگ پولها را تقدیم کردم. او یک پاکتبه من داد و رفت. یکصد و چهل تومان یعنی دو برابر صله در پاکتبود. (33)
ای آستان قدس تو تنها پناه من بر خاک باد پیش تو روی سیاه من
میآید از درون ضریحتشمیم عشق پیچیده در فضای حرم سوز و آه من
چشمم به چلچراغ حریم تو روشن است ای چلچراغ چشم تو خورشید راه من
گلدستهات منادی صوت اذان عشق مانوس با غروب و زوال و پگاه من
مهر از فروغ گنبد پاکت گرفته وام شمس الشموس هستی و نامت گواه من
هر صبحدم به شوق تو بیدار میشدم کافتد به بارگاه تو لختی نگاه من
ای غربت مجسم تاریخ ای امام ای خاک پای مرقد تو بوسه گاه من (34)
پینوشتها:
1) شعر از قاسم رسا، مدایح رضوی در شعر فارسی، ص213 .
2) عیون اخبار الرضا، ج1، ص29 .
3) ابن بابویه ولادت حضرت را 11 ربیع الاول 153، پنجسال بعد از شهادت امام صادق علیه السلام، کلینی سال 148، بعضی 11 ذیحجه 153 و شیخ طبرسی 11 ذیقعده 153 میداند. به اعلام الوری، ص313، اصول کافی، ج1، ص486، کشف الغمه، ج3، ص53 ، اصول کافی، ج6 ، ص473 و بحار الانوار، ج49، ص9 رجوع کنید.
4) تکتم، اروی، سکن، سمانه، ام البنین، خیزران، صقر، شقرا از دیگر نامهای او است. (عیون اخبار الرضا، ج1، ص22 و 23.
5) عیون اخبار الرضا، ج1، ص26 .
6) همان، ص24 .
7) مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص396; کشف الغمه، ج3، ص53 .
8) اصول کافی، ج1، ص311 .
9) عیون اخبار الرضا، ج1، ص22 .
10) نور الدین عبدالرحمان جامی، شاعر و عارف قرن نهم .
11) اصول کافی، ج1، ص315. (فقال هو الذی ینظر بنور الله عز وجل ویسمع بفهمه وینطق بحکمته یصیب فلا یخطیء ویعلم فلا یجهل معلما حکما وعلما.
12) مجموعه آثار نخستین کنگره جهانی امام رضا علیه السلام. (محمد بن حسان الدین شاعر قرن 9) .
13) همان، ص614 . (محمد ابن یمین الدین مزیومدی شاعر قرن 8) .
14) عیون اخبار الرضا، ج2، ص180- 183; بحار الانوار، ج49، ص211 و 100; ارشاد مفید، ص291; مناقب آل ابی طالب، ج4، ص300 .
15) تحلیلی از زندگانی امام رضا علیه السلام، محمد جواد فضل الله، ترجمه سید محمد صادق عارف، ص42.
16) عیون اخبار الرضا، ج2، ص184 .
17) اصول کافی، ج4، ص24 .
18) مجموعه آثار نخستین کنگره جهانی امام رضا علیه السلام، ص616. (ابن یمین) .
19) اصول کافی، ج1، ص355 .
20) عیون الاخبار، ج2، ص230 .
21) تحف العقول، ص313 .
22) منتهی الآمال، ج2، ص121 و 149 .
23) اصول کافی، ج1، ص381 و 386 .
24) همان، ص487، حدیث 2 .
25) در این که امام از چه مسیرهایی عبور کرد، اختلافاتی وجود دارد.
26) بحار الانوار، ج49، ص120 و 121 .
27) عیون اخبار الرضا، ج2، ص139 .
28) همان، ص140 .
29) الارشاد، ص285.
30) مجموعه آثار نخستین کنگره جهانی امام رضا علیه السلام، ص621. (عصمتبخاری) .
31) وسایل الشیعه، ج10، ص253; بحار الانوار، ج100، ص116 .
32) وسایل الشیعه، ج10، ص438 .
33) همان .
34) مدایح رضوی در شعر فارسی، ص256. (عبدالله حسینی) .
محمد عابدی میانجی