یار

 

گفت این همه شهامت

گفتم ز شب دارم

گفت این همه شجاعت

گفتم ز مرغ شب خوان

گفت این همه نجابت

گفتم ز غنچه ی گل

گفت این همه متانت

 گفتم ز کوه ، ز دره

گفت این همه صبوری

گفتم ز سنگ خارا

گفت این همه جسارت

گفتم ز خار دارم

گفت این همه محبت

گفتم ز مهر مادر

گفت این همه طراوت

گفتم ز دامن دشت

گفت این همه ظرافت

گفتم ز بید مجنون

گفت این همه سعادت

گفتم ز یار دارم

 

اقبال