این دهان بستی دهانی بازشد تا خورنده ی لقمه های راز شد * این دهان بربند تا بینی عیان چشم بند آن جهان حلق ودهان لب فرو بند از طعام وزشراب سوی خوان آسمانی کن شتاب * برامیدراه بالا کن قیام همچو شمعی پیش محراب ای غلام طفل جان ازشیرشیطان بازکن بعدازآنش با ملک انباز کن * گرزشیردیو تن را وابری درفطام او بسی نعمت خوری گرتو این انبان زنان خالی کنی پر زگوهرهای اجلالی کنی * چندخوردی چرب وشیرین ازطعام امتحان کن چندروزی درصیام * چندشبها خواب راگشتی اسیر یک شبی بیدار شو دولت بگیر* از طعام الله و قوت خوش گوار برچنان دریا چو کشتی شو سوار باش در روزه شکیبا و مصر دمبدم قوت خدارا منتظر کان لب خشکت گواهی میدهد کاو به آخربرسرمنبع رسد خشکی لب هست پیغامی زآب که به مات آرد یقین این اضطراب
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۵:۴۵ ب.ظ توسط امیر محمد
|