با امام سجاد (ع) در رمضان

 

امام سجاد (ع) ماه مبارك رمضان را عيد اولياء الله مى‏داند و يكى از بهترين بخشش‏هاى خداى سبحان را ماه رمضان و روزه اين ماه معرفى مى‏كند . در فرازهايى از دعاى چهل و پنجم صحيفه سجاديه چنين مى‏فرمايد:

 

«اللهم و انت جعلت من صفايا تلك الوظايف و خصائص تلك الفروض شهر رمضان الذى اختصصته من ساير الشهور . . .»

 

خدايا نعمت هاى فراوانى به ما دادى يكى از برجسته‏ترين نعمتها ماه رمضان و يكى از بهترين فضيلت‏ها روزه اين ماه است كه نصيب ما كردى و هيچ زمانى به عظمت زمان ماه رمضان نيست . گذشته از آن كه شب قدر را در آن قراردادى، اين ماه ظرف نزول قرآن شد كه چنين فيضى در اين ماه نازل شد . و اين نعمت را مخصوص مسلمانان نمودى و ساير ملل از نعمت روزه گرفتن محرومند، ما به امر تو روزش را روزه گرفتيم و شبش را به كمك تو به قيام و عبادت مشغول بوديم .

 

پس از جملاتى فرمود: «واربحنا افضل ارباح العالمين‏» ما ربح و سودى كه در اين ماه برديم هيچ تاجرى در هيچ گوشه دنيا نبرده است . «ثم قد فارقنا عند تمام وقته و انقطاع مدته و وفاء عدده‏» ، اين ماه بعد از آن كه پايانش فرارسيد، از ما مفارقت و هجرت كرد و ما را تنها گذاشت «فنحن مودعوه وداع من عز فراقه علينا» ، پس ما هم با ماه خدا وداع مى‏كنيم وداع با دوست عزيزى كه مفارقتش براى ما توانفرساست، «و غمنا و اوحشنا انصرافه عنا» ما كسى را وداع مى‏كنيم كه رفتنش براى ما بسيار گران و سخت است و ما را غمگين مى‏كند و به وحشت و ترس مى‏اندازد . «ولزمنا له الذمام المحفوظ و الحرمة المرعية والحق المقضى‏» بايد حقى كه او بر عهده ما دارد، رعايت كنيم و حرمتى كه در پيش ما دارد ارج نهيم و به تعهدى كه بين ما و اوست وفا كنيم .

 

«فنحن قائلون: السلام عليك يا شهر الله الاكبر و يا عيد اوليائه‏» آنگاه كه اين دوست از ما جدا شد مى‏گوييم: سلام بر تو اى بزرگترين ماه كه به خدا انتساب دارى و سلام بر تو اى عيد اولياى الهى .

 

«السلام عليك يا اكرم مصحوب من الاوقات و يا خير شهر في الايام والساعات‏» سلام بر تو اى گرامى‏ترين وقتهايى كه با ما بودى و اى بهترين ماه در روزها و ساعتها .

 

«السلام عليك من شهر قربت فيه الآمال و نشرت فيه الاعمال‏» سلام ما بر تو اى ماهى كه آرزوها در اين ماه نزديك شد [ما فهميديم كه چه بخواهيم] و اعمال در آن پراكنده .

 

«السلام عليك من قرين جل قدره موجودا و افجع فقده مفقودا» سلام بر تو اى نزديكى كه وقتى بودى گرامى بودى و حال كه در آستانه رفتن هستى، رفتنت فاجعه است . «و مرجو آلم فراقه‏» سلام بر تو اى تكيه‏گاه اميد، كه در هنگام مفارقت، ما را متالم و رنجور كردى .

 

«السلام عليك من اليف آنس مقبلا فسر و اوحش منقضيا فمض‏» سلام بر تو اى دوست‏با الفت كه وقتى آمدى ما را مسرور و وقتى رفتى ما را گداختى .

 

«السلام عليك من مجاور رقت فيه القلوب و قلت فيه الذنوب‏» سلام بر تو اى همسايه عزيز، تو همسايه‏اى بودى كه در اين مدت در اثر همجوارى با تو دلها رفيق و گناهان كم شد .

 

«السلام عليك من ناصر اعان على الشيطان و صاحب سهل سبل الاحسان‏» سلامى بر تو اى رفيقى كه كمك كردى تا ما بر شيطان مسلط شديم .

 

«السلام عليك ما اكثر عتقاء الله فيك‏» سلام بر تو اى ماه، چه بسيار بنده‏هايى را كه خدا در زمان تو آزاد كرده است . (خداوند آنان را كه گرفتار آتش و رذايل اخلاقى بودند، از اين بندها آزاد كرده و چه نعمتى بهتر از آزادى است كه انسان برده هوى نباشد و زمامش را به دست هوس نسپارد) .

 

«و ما اسعد من رعى حرمتك بك‏» چقدر سعادتمند شد كسى كه احترام تو را حفظ كرد و مواظب بود تا در اين ماه حرف بد نزند و خيال گناه نكند .

 

«السلام عليك ما كان امحاك للذنوب و استرك لانواع العيوب‏» سلام بر تو اى حقيقت ماه مبارك رمضان كه محو كننده گناه هستى و عيب را مى‏پوشانى .

 

«السلام عليك ما كان اطولك على المجرمين‏» سلام بر تو اى ماه مبارك رمضان كه براى افراد تبهكار بسيار طولانى هستى، «واهيبك في صدور المؤمنين‏» و چه با هيبت و جلال بودى در دل‏هاى اهل ايمان . «السلام عليك من شهر لاتنافسه الايام‏» درود بر تو اى ماهى كه هيچ ماهى توان مسابقه و رقابت‏با تو را ندارد . [و همه يازده ماه به دنبال تو هستند ].

 

«السلام عليك من شهر هو من كل امر سلام‏» درود بر تو ماهى كه از هر چيز (پيش آمدهاى بدو شيطان) سلامت و بى‏گزند است .

 

«السلام عليك غير كريه المصاحبة و لاذميم الملابسة‏» سلام بر تو، در اين مدتى كه مهمان ما بودى يا مادر خدمت تو بوديم، هيچ بدى نديديم و لذت برديم .

 

«السلام عليك كما وفدت علينا بالبركات، و غسلت عنا دنس الخطيئات‏» سلام بر تو كه همراه خود بركت آوردى، ما را شستشو دادى و رفتى [و اگر بعدها آلوده شويم به دست‏خود شده‏ايم]

 

«السلام عليك غير مودع برما و لا متروك صيامه ساما» درود بر توت كه پس از يك ماه ميهمانى در هنگام توديع ما احساس خستگى نكرديم و رنجى احساس ننموديم .

 

«السلام عليك من مطلوب قبل وقته و محزون عليه قبل فوته‏» سلام بر تو كه قبل از آمدن انتظارت را داشتيم و هم اكنون با رفتنت ما را غمگين كرده‏اى .

 

«السلام عليك كم من سوء صرف بك عنا و كم من خير افيض بك علينا» سلام بر تو كه به بركت تو خدا بسيارى از بلاها را از ما برداشت و بسيارى از بركات را به ما عطا كرد . [در حقيقت ما مهمان تو بوديم نه تو مهمان ما]

 

«السلام عليك و على ليلة القدر التي هي خير من الف شهر» سلام بر تو اى ماه، سلام بر ليلة القدر آن شبى كه از هزار ماه بالاتر است .

 

«السلام عليك ما كان احرصنا بالامس عليك و اشد شوقنا غدا اليك‏» سلام بر تو اى ماهى كه ديروز حريص بوديم كه بيايى و فردا هم مشتاقيم كه تو را زيارت كنيم .

 

«السلام عليك و على فضلك الذي حرمناه، و على ماض من بركاتك سلبناه‏» درود بر تو و فضيلت تو، درود بر تو و بركات تو كه امروز از آن محروم شديم .

 

پس حضرت در ادامه دعا عرض مى‏كند: خدايا تو آن توفيق را دادى كه ما اهل اين ماه باشيم در حالى كه عده‏اى از فضيلت اين ماه به خاطر شقاوتشان محرومند، پروردگارا تو مولاى مايى در آنچه ما را به شناخت آن برگزيده‏اى و ما را راهنمايى كردى كه از آن پيروى كنيم و در پرتو توفيق تو به روزه و نماز آن با اعتراف به تقصير نايل آمديم و اندكى از وظايف بسيار را ادا كرديم .

 

پروردگارا در حالى تو را ستايش مى‏كنيم كه به بد رفتارى خود اقرار و به ضايع نمودن نعمت احكام تو و عمر خويش اعتراف داريم و براى توست از ناحيه دلهاى ما پيمان پشيمانى و از ناحيه زبان پوزش طلبى صادقانه، پس اجر مصيبت در اعتراف به تقصير را به ما عنايت و عوض خيرى به ما لطف فرما . و پذيرش پوزش را براى ما مقرر فرما و ما را در تقصير از اداى حق خود سرزنش مكن و عمر ما را تا ماه مبارك آينده طولانى بفرما و هنگامى كه ما را به سال آينده رساندى كمك كن تا آنچه در خور توست عبادت كرده و آنچه سزاوار توست طاعت كنيم و توفيق انجام كار نيك را به طور مستمر بهره ما فرما تا آنچه شايسته مقام توست در تمام ماه مبارك رمضان كه در مدت عمر ما پيش مى‏آيد جبران شود .

 

پروردگارا هجران ماه مبارك را كه مصيبت ماست‏براى ما در روز عيد فطر بابركت جبران فرما و ثواب همه كسانى كه تا روز قيامت در اين ماه روزه، روزه مى‏گيرند يا عبادت مى‏كنند براى ما نيز مقرر فرما .

 

× خداوندا ! پاداش همه روزه داران را به همه ما ارزانى دار و توفيق بهره مندى از اين فيوضات را در طول سال عنايت فرما و ما را از پيروان واقعى آن امام همام قرار ده .

 

آمين يا رب العالمين

 

..........................................................................................................................

 

 اختیار انسان و شب قدر

 

آنچه از مجمــوع مباحث به دست می‌آید این است كه با ملاحظـه آیـات و روایـات و دریافت‌ها و مشاهدات، اطمینان كامل پیدا مى‌كنیم كه شب قدر هیچ گونه منافاتى با اختیار انسان ندارد و یقیناً، او در مقـدرات و سرنوشتى كه در شب قدر برایش رقم مى‌خورد موثر است؛ حتى مى‌شود گفت كه نقش اصلى را به خود انسان سپرده‌اند تا آنچه بخواهد براى فردا رقم بزند.

 

ادله‌اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى‌كند به شرح زیر تقدیم مى‌گردد: 

1- حالات و دریافت‌هاى شخصى

كسانى كه اهل دعا و راز و نیاز و اهل شب قدر هستند، نقش خویش را در شب قدر به خوبى دریافته‌اند. گاهى این حالات آن چنان ژرف و تاثیرگذار است كه تا شب قدر آینده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در یك خط و سیر معنوى قرار مى‌دهد. دیگرانى هم كه به این حد از معنویت راه پیدا نمى‌كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داری‌های شب قدر بهره‌بردارى كرده و فیض معنوى مى‌برند. ریشه اصلى این دگرگونى‌ها و حالات، به خود افراد برمى‌گردد و این كه تا چه حد خود را آماده بهره‌بردارى از بركات شب قدر و فضیلت‌هاى آن كرده باشند. اگر معنویاتى كه در شب قدر نصیب انسان شده و در زندگى آن‌ها تحولى آفریده، هیچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نویسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدیر كنند در این صورت مقتضاى حكمت و مصلحت این است كه یا به هیچ كس هیچ ندهند و یا آنچه مى‌دهند، به همه یكسان و على السویه بدهند؛ در حالى كه ما مى‌دانیم همه بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازیر مى‌گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى‌شود؛ پس نتیجه مى‌گیریم تنها دلیل این تفاوت، كارها و اعمال و میزان تلاش خود بندگان است و بس. نتیجه این كه یكى از راه‌هاى رسیدن به این كه آیا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند یا نه، این است كه ببینیم چه اندازه دگرگونى در همین شب با بركت در آنان ایجاد گشته است. 

2- شناساندن شب قدر

خداوند تبارك و تعالى با نزول سوره‌اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آیه این سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود می‌آیند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر علیه السلام عرض كرد: مراد و مقصود از این كه شب قدر بهتر از هزار ماه است چیست؟ حضرت فرمودند: "والعمل الصالح فیها من الصلاة والزكاة و انواع الخیر خیر من الف شهر لیس فیها لیلة القدر" (1)؛ كار شایسته از قبیل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و انواع خوبى‌ها در آن شب برتر از هر كار شایسته‌اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نیست، انجام شود. اگر كارهاى نیك بندگان و چند برابر پاداش آن تاثیرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عاید بندگان مى‌شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بیان كردن این مطلب، سود و زیانى را متوجه هیچ كس نمى‌كند، چه انگیزه‌اى در اعلام این شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتیجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا باید مردم در جریان آن باشند و دانستن آن چه گره‌ای از كار بندگان مى‌گشاید؟ مى‌دانیم كه كار بیهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسندیده نیست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمین كه هیچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمى‌دهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مى‌شود، این است كه بنده سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خویش قرار بدهد، اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمند است و اگر خداى نكرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.

 3- اجماع و سیره مسلمانان

مى‌دانیم كه همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى، بر اهمیت شب قدر و احیاى آن تاكید فراوان دارند و به شب زنده‌دارى آن شب، اهتمام مى‌ورزند. نقل شده كه یكى از دانشمندان بزرگ اسلام، براى این كه شب قدر را درك كند، یك سال تمام یعنى حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زنده‌دارى كرد.(2) این همه اقبال و توجه به تشكیل اجتماعات با شكوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نیاز و تضرع و ابتهال، همراه گریه و زارى و استغفار، برخاسته از یك واقعیت انكارناپذیر است و آن دخالت انسان‌ها در سرنوشت خودشان است. 

4- سفارش امامان دین بر احیاى شب قدر حتى در حال بیمارى

امام صادق علیه السلام به ابوبصیر مى‌فرماید: "وصل فى كل واحده منهما مئة ركعه"؛ در هر یك از دو شب بیست و یكم و بیست و سوم صد ركعت نماز بخوان "و احیهما ان استطعت الى النور"؛ تا مى‌توانى آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده دارى كن "واغتسل فیهما"؛ در آن دو شب غسل كن. ابوبصیر عرض كرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابیده بخوان.

 

اگر باز هم نتوانستم؟ ایرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب را، به هر نحوى كه مى‌توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شیطان‌ها در زنجیرند و اعمال مومنان پذیرفته مى‌شود. از حدیث فوق، مى‌توان تاثیر فراوان كارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزیابى كرد. مى‌بینیم ابوبصیر كه یك راوى زبردست و كار كشته در فن روایت است، با پیش بردن مرحله به مرحله سوال‌ها در صدد آن است كه ژرفاى شب قدر و اهمیت عمل در آن شب را به دست آورد؛ امام هم، چنان بر اهمیت عبادت در شب قدر پافشارى مى‌فرمایند كه رضایت نمى‌دهند بنده حتى اگر بیمار باشد، از نتیجه اعمال صالح خویش محروم گردد. نكته در خور توجهى كه تاثیر انسان را مشخص مى‌كند، جمله پایانى امام است كه آن را به عنوان ریشه و علت تاكید و تشویق بر عمل صالح بیان فرموده‌اند؛ آنجا كه فرمودند: "و تقبل اعمال المومنین"؛ اعمال مومنان در شب قدر پذیرفته مى‌شود. (3) 

5- تشویق زیاد به دعاهاى ماثور و راز و نیاز

مى‌دانیم كه دعاهاى شب قدر، از طولانى‌ترین و پر محتواترین دعاهاست؛ دعاهایى مانند "جوشن كبیر"، "ابوحمزه ثمالى" و امثال آنها، كه اگر با حال و توجه خوانده شود، مایه انقلاب و دگرگونى روحى است، ادعیه‌اى كه انسان را با دریایى از معارف آشنا مى‌كند. انسان با خواندن دعا از یك طرف، با یادآورى لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بى‌پایان خداى مهربان او را در كنار و دستگیر خویش مى‌بیند و نور امید در دلش مى‌درخشد و از دیگر سو، با یاد آوردن سختى‌هاى جان كندن، تنگى و فشار قبر، گرفتارى‌هاى عالم برزخ، حساب و كتاب فرداى قیامت، شعله‌هاى دردناك و سوزان دوزخ و حسابرسى دقیق در صحراى محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانى گردیده و آنچه عیش و نوش است فراموش كرده و گذشته خود و آنچه بوده و كرده است را با آنچه باید باشد مى‌سنجد و زیانى كه در گذشته متوجه وى شده است را در مى‌یابد و علاوه بر شك و تردیدى كه نسبت به راه و روش نامطلوب خویش پیدا مى‌كند، ندامت سراسر وجودش را پر كرده و تصمیمى سرنوشت ساز مى‌گیرد و مسیر زندگى‌اش را دگرگون مى‌كند. اگر هم به این مرحله نرسد، لااقل بر كردار خود بیشتر مواظبت خواهد داشت؛ زیرا بیم و امیدى كه دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به یارى‌اش مى‌شتابد. در مقابل، اگر كسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى كند، در همان جمود و غفلت، زندگى را به پایان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى‌باشد. از گفتار فوق، این نتیجه به دست می‌آید كه در واقع خود انسان وارد مسیر سرنوشت خویش گشته و آن را تغییر مى‌دهد. گاهى براى پیمودن مسیر مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى‌نشیند؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى‌شود. بنابراین،دعا در شب‌هاى قدر كه یك كار اختیارى است منشا اثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛به همین دلیل به آن سفارش اكید شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دین و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال، در شب‌هاى قدر تاكید بیشترى بر این امر شده است؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه كار لغو و بیهوده از بزرگان سر نمى‌زند. 

6- نكوهش بهره نبردن از شب قدر

پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: "من ادرك لیلة القدر، فلم یغفر له فابعده الله" (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرین بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزیده نشود. با این حدیث نقش انسان در تعیین سرنوشت خود واضح‌تر مى‌گردد و معلوم مى‌شود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتیجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پیامبر گرامى صلی الله علیه و آله قابل قبول نیست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بى‌خاصیت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمایند. "انس بن مالك" از پیامبر اكرم نقل كرده كه فرمودند: "ان هذا الشهر قد حضركم"؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. "و فیه لیلة خیر من الف شهر"؛ در این ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. "من حرمها فقد حرم الخیر كله"؛ هر كس از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بى‌نصیب مانده است. "ولا یحرم خیرها الا محروم" (5)؛ و محروم نمى‌ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خویشتن را محروم كرده است. روایات، بعضى از گناهان را مانع بهره‌بردارى گناهكار از شب قدر دانسته‌اند، از جمله آن كارها میخوارگى یا "دایم الخمر" بودن و نیز آزار پدر و مادر است. 

7- شب قدر مكمل اعمال صالح

یكى از دلایل تفضل شب قدر به امت اسلام، كامل و پر كردن پیمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران كمبودهاى آنان است، تا با دستى پر، این جهان را ترك كنند. پیش از این گفتیم كه امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه "لیلة القدر خیر من الف شهر" فرمودند: مراد این است كه انجام كار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روایتى نیز از امام باقر علیه السلام وارد شده، در پاسخ به این پرسش كه چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت دیگر فلسفه شب قدر چیست؟ ایشان مى‌فرمایند: "و لولا ما یضاعف الله للمومنین، لما بلغوا ولكن الله عزوجل یضاعف لهم الحسنات"؛ اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى‌رسند، اما از راه لطف كارهاى نیكوى آن‌ها را چند برابر مى‌فرماید تا كاستى‌هایشان جبران شود. از این روایت و روایت قبلى به خوبى مى‌توان فهمید كه مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى كه یك عمل صالح معمولى با زمانى پر بركت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى‌شود و گاه همراه شدن یك عمل صالح با ولایت و اعتقاد و امامت مى‌تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان‌ها در شب قدر، عمل اختیارى صالحى است كه با عنایت خداوند، بركت یافته و چند برابر مى‌شود. در روایات به پاره‌اى از اعمال سفارش شده كه نتیجه ویژه آن در شب قدر نهفته است. 

8- نتیجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر 

- نماز .

"انس بن مالك" از پیامبر گرامى صلی الله علیه و آله روایت كرده كه فرمودند: "من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعة فقد اخذ بحظا من لیلة القدر" (6)؛ كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره‌اى از شب قدر نصیبش شده است. 

- افطارى دادن با مال حلال.

"ابو شی ابن حیان" از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل كرده كه فرمودند: "من فطر صائما فى شهر رمضان من كسب حلال صلت علیه الملائكة و لیالى رمضان كلها و صافحة جبرائیل(ع) لیلة القدر و من صافحة جبرائیل(ع) یرق قلبه و تكثر دموعه..." (7)؛ كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه‌دارى را افطار دهد، در تمام شب‌هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئیل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئیل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى‌شود. 

- صدقه درباره امام زین العابدین علیه السلام آمده است.

"كان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى كل یوم بدرهم فیقول: لعلى اصیب لیلة القدر" (8)؛ در هر روز ماه مبارك یك درهم صدقه مى‌دادند، آن گاه مى‌فرمودند: شاید با این كار، شب قدر را دریابم و از آن بهره گیرم. "عبدالله بن مسعود" روایت مى‌كند كه شبى رسول خدا از نماز عشا فارغ شد، مردى از میان صفوف برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار، مردى غریبم و بر هیچ چیز قدرت ندارم. مرا طعامى دهید. رسول خدا گفت: اى فقیر، ذكر غریب مكن كه دل مرا اندوهگین ساختى. بعد از آن فرمودند: غریبان چهار قسمتند:

1- مسجدى كه در میان قومى باشد كه در آنجا نروند و نماز نخوانند. 

2- مصحف و قرآنى كه در خانه‌اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نكنند. 

3- عالمى كه در میان جماعتى باشد و ایشان تفقد وى نكنند و از او مسایل دینى سوال نكنند.

4- اسیران اهل اسلام كه در میان كفار باشند. 

پس فرمود: كیست كه موونه و غذاى این مرد را كفایت كند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت على علیه السلام برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا علیهاالسلام رفت و گفت: اى دختر رسول خدا، در كار این میهمان نظرى كن. حضرت زهرا فرمود: در خانه طعام اندكى موجود است و حسن و حسین گرسنه‌اند و شما روزه دارید و آن طعام یك نفر را بیشتر كفایت نمى‌كند. على علیه السلام فرمود: آن را حاضر كن. 

فاطمه علیهاالسلام طعام را پیش آورد. حضرت امیر آن طعام را پیش میهمان نهاد و با خود گفت كه اگر من از این طعام بخورم میهمان را كافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت میهمان شود، پس دست دراز كرد به سوى چراغ و چنان نشان داد كه چراغ را اصلاح مى‌كنم و آن را خاموش كرد و فاطمه علیهاالسلام را گفت در روشن كردن چراغ دیگر تعلل كن تا میهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى‌جنباند تا مهمان تصور كند كه على غذا مى‌خورد. و چون میهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه علیهاالسلام چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود. امیرالمومنین فرمود: اى فقیر، چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سیر شدم؛ پس على، فاطمه، حسن، و حسین علیهم السلام و فضه و همسایگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود. (9)

- شب زنده‌دارى.

حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند: "من احیا لیلة القدر حول عنه العذاب الى السنة القابله" (10)؛ كسى كه شب قدر را شب زنده‌دارى كند، تا شب قدر آینده، عذاب دوزخ از او دور گردد. 

- غسل و شب زنده‌دارى.

امام موسى بن جعفر علیه السلام فرمودند: "من اغتسل لیلة القدر و احیاها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه" (11)؛ كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپیده صبح شب زنده‌دارى كند، گناهانش آمرزیده مى‌شود. روایاتى كه ذكر شد به خوبى دلالت دارند كه برخى مقدرات و پاداش‌ها، مانند دور شدن عذاب دوزخ كه در حدیث پیامبر اكرم ذكر شده بود، نتیجه كار خود بندگان است. موارد فوق مى‌تواند براى نشان دادن این كه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى‌خورد، كافى باشد، ولى براى تكمیل بحث، نكاتى چند كه خارج از چارچوب شب قدر و نشان‌دهنده موثر بودن انسان در تعیین سرنوشت خویش است را مطرح مى‌كنیم. این بحث تكمیلى را در دو بخش انجام مى‌دهیم: 

الف- عمل و پاداش آن در ماه مبارك رمضان. 

ب- عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.

 

الف- پاداش‌ها در ماه مبارك رمضان

امام هشتم على بن موسى الرضا علیه السلام فرمودند: در ماه مبارك كارهاى خوب پذیرفته و كارهاى زشت بخشیده شده است. خواندن یك آیه قرآن در این ماه، برابر با یك ختم قرآن در ماه‌هاى دیگر است. كسى كه برادر خود را با یك لبخند شاد كند، در روز واپسین خداوند دلش را شاد كرده و مژده بهشت به او دهد. كسى كه مومنى را در این ماه یارى كند، خداوند در روزى كه قدم‌ها بر پل صراط مى‌لغزند او را دستگیرى كرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هر كس خشم خود را نگه دارد، خداوند در روز قیامت بر وى خشم نكند. هر كس درمانده‌اى را فریادرسى كند، خداوند در روز قیامت وى را از رسوایى بزرگ ایمن گرداند و رسوایش نكند. كسى كه ستمدیده‌اى را یارى كند، خداوند او را در مقابل دشمنانش یارى كرده و در روز قیامت نیز، در موقف حساب و میزان یاریش فرماید. (12) و در روایت دیگر امام صادق علیه السلام از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله روایت كرده كه فرمودند: كسى كه ماه مبارك رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به دیگران اجتناب ورزد، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى‌كند. (13) دو روایت بالا ارتباط محكم پاداش‌ها و اعمال بنده در ماه مبارك و نقش انسان در ترسیم سیماى درونى او را كاملا آشكار نموده است.ب- عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.

پاداش عمل با صرف نظر از زمان خاص آیات و روایات فراوانى هست كه بعضى دگرگونى‌ها و پاداش‌هاى خاص را نتیجه كار بنده دانسته، یا عمل او را تنها عامل معرفى كرده‌اند. 

نمونه‌اى از این آیات و روایات: "ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم"(14)؛ در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى‌دهد، تا آنان حال خود را تغییر دهند. "ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ایدى الناس لیذیقهم بعض الذى عملوا لعلهم یرجعون" (15)؛ به سبب اعمال مردم، فساد در خشكى و دریا آشكار شد تا به آنان جزاى بعضى از كارهایشان را بچشانند، باشد كه باز گردند. دعا دگرگون كننده سرنوشت "ابن حبان" و "حاكم" از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله روایت كرده‌اند كه فرمود: فقط دعاست كه تقدیر و سرنوشت‌ها را دگرگون مى‌كند و تنها نیكى است كه مایه افزایش عمر مى‌گردد. گاهى شخص گناهى را مرتكب مى‌شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم می‌ماند. 

پی‌نوشت‌ها:

1- اصول كافى، ج 4، ص 158.

2- فوائد الرضویه، ص 10/ قصص العلم، ص 18/ سیماى فرزانگان، ج 3. 

3- وسائل الشیعه، ج 10، باب 32، ص 354. 

4- بحار الانوار ، ج 94، ص 80، ح 47. 

5- كنزالعمال، ج 8 ، ص 534، ح 24028. 

6- همان، ص 545، ح 24090.

7- الترغیب و الترهیب، ج 2، ص 95، ح 14. 

8- بحار الانوار، ج 95، ص 82. 

9- تفسیر منهج الصادقین، ج 9، ص 237. 

10- بحار الانوار، ج 95، ص 145.

11- همان، ج 80، ص 128.

12- همان، ج 93، ص 341. 

13- همان، ص 346.

14- رعد، آیه 11.

15- روم، آیه 41.