چرا بايد شب قدر وجود داشته باشد و اصولا عظمت و

 قداست اين شب به چيست؟

 

پاسخ: هر موجود طبيعى در مخزن غيب الهى وجود عقلى دارد و از آن جهان مجرد معقول به مرحله تجسم محسوس تنزل مى‏يابد . در واقع، موجود مادى آينه آن موجود عقلى و بازتاب آن حقيقت در عالم جسمانى است . بر اين اساس، شب قدر حكايتگر حقيقتى فرا مادى است و مى‏تواند به خودى خود، داراى ارزش باشد .

اما به دليل آنكه شرافت هر مكانى به چيزى است كه آن مكان را اشغال كرده و قداست هر زمانى به چيزى است كه آن زمان را ظرف ظهور خويش ساخته است، ارج ظاهرى شب قدر به حرمت‏حقيقتى است كه در اين زمان خاص تجلى كرد و ارج آن را بيش از هزار ماه ساخت . اين رخداد مبارك چنان اهميت دارد كه براى برخوردارى تمام روزها و شب‏هاى سال از فيض ظرفيت آن، تقدير امور و تنزل معانى قرآن و مفاهيم عالى آن برابر ماه‏هاى قمرى توزيع شد . اين نوع توزيع سبب مى‏شود، موقعيت‏خاص قدر با تنوع و تحول همراه باشد و تمام شب‏هاى سال از حكايتگرى و تابش اين جام الاهى بهره‏مند گردند . بى‏ترديد اگر اين زمان بر اساس سال شمسى تنظيم مى‏شد، تمام شب‏هاى سال چنان بهره ورى به دست نمى‏آوردند .

بنابراين، بايد ضرورت و چرايى شب قدر را كه تنها ظرف درخشش نزول قرآن است، در ضرورت «وحى‏» جست و جو كرد; سخن را در نياز اساسى و جدى آدمى به اين پديده بى‏نظير معطوف ساخت و پرسيد: وحى و نزول آن چه ضرورت دارد؟

در تاريخ اديان توحيدى، پس از نام مقدس «خداوند» هيچ واژه‏اى چون «وحى‏» مهم و شگرف نيست . اگر وحى نبود:

 

1- بشر با اسلحه شكسته‏اى چون «عقل عدد انديش‏» تنها مى‏ماند .

 

2- ميان غيب و شهود، طبيعت و ماوراى طبيعت فاصله‏اى پر نكردنى مى‏افتاد .

 

3- خداوند، با غنا و استغناى كامل ذات و ذاتى‏اش از كل آفرينش، در پرده غيب الغيوب باقى مى‏ماند و راه درك چيستى‏اش تنها در حدس منحصر مى‏شد .

 

4- داستان حقيقت روح و جاودانگى وى مبهم و لاينحل مى‏گشت .

 

اگر قرآن كه مصداق اتم و اكمل وحى شمرده مى‏شود و شب قدر به پاس نزول آن جايگاه جاودان يافته است، نبود:

 

1- آدمى از نخستين، مهم‏ترين و پربارترين نعمت الاهى محروم مى‏ماند; زيرا انسان تنها در سايه دريافت و تلقى قرآن به كمال نهايى‏اش دست مى‏يابد .

2- بشر عاقل نمى‏گشت; زيرا عاقل كسى است كه معارف را خوب بفهمد، به آن‏ها خوب معتقد شود و در مقام عمل خوب عمل كند . تلاش قرآن ساختن انسان عاقلى با اين ويژگى‏ها است .

3- انسان از هدايت محروم مى‏شد; زيرا قرآن واپسين، عالى‏ترين و كامل‏ترين كتاب هدايت است .

4- آدمى در افراط و تفريط فرو مى‏غلتيد; زيرا نقش قرآن تعديل گرايش‏هاى انسان است .

5- بشر عمر خود را به غفلت‏سپرى مى‏كرد; زيرا تنها نگاه خويش را به دنياى مادى معطوف و محدود مى‏ساخت و جهان برايش معنايى بالاتر و فراتر از خود نداشت; هرچه مى‏ديد موجودى تقطيع شده و فارغ از مبدا و غايت مى‏پنداشت; موجودى كه نه «از جايى‏» آمده است و نه «به جايى‏» مى‏رود . آيات قرآن انسان را به تدبير واداشته، او را از غفلت‏بيدار و هشيار را ره توشه راهش مى‏سازد .

6- انسان براى درمان بيمارى‏هاى باطنى‏اش دارويى نمى‏يافت; زيرا دردهاى درونى انسان تنها در پرتو تعاليم قرآن التيام مى‏يابد

 

به هر روى، ضرورت وحى، نياز آدمى است و تا زمانى كه اين نياز وجود دارد، بايد وحى و قرآن باشد; و تا قرآن هست، بايد ظرف نزول و زمان ظهور و تجلى آن، يعنى شب قدر، وجود داشته باشد و حرمت و قداستش پاس داشته شود; چرا كه تكرار و تداوم منزلت آن، ياد آور رابطه پيوسته اين جهان با آن جهان، نيازمندى انسان به وحى، عهد آغازين انسان با آفريدگار، معناى حقيقى زندگى و هدفمندى آن و از همه مهم‏تر مبدا، خالق و گوينده وحى (خداوند) است .

نيكبخت كسى است كه با درك نياز خويش، ضرورت وحى را دريابد; در پرتو آن، به ضرورت شب قدر واقف گردد و با اين هشيارى از بركات نفحات ربوبى قدر بهره گيرد .

 

گفت پيغمبر كه نفحت‏هاى حق

 

اندرين ايام مى‏آرد سبق

 

گوش و هش داريد اين اوقات را

 

در رباييد اين چنين نفحات را

 

نفحه آمد مر شماراديد و رفت

 

هر كه را مى‏خواست جان بخشيد و رفت

 

نفحه ديگر رسيد آگاه باش

 

تا از اين هم وا نمانى خواجه تاش

 

با توجه به اختلاف ساعات و تاريخ در كشورهاى مختلف اسلامى، شب‏هاى قدر چگونه تعيين مى‏شود؟

شب قدر يك شب بيش نيست، اما در كل كره زمين يك شب كامل، 24 ساعت مى‏باشد . همچنان كه يك روز كامل 24 ساعت است و هر زمان مفروضى حدود نيمى از كره زمين را پاره‏هاى روز و نيمكره ديگر را پاره‏هاى شب مى‏پوشانند . بنابراين زمانى كه در عربستان شب قدر مى‏شود بخشى از ليلة القدر است كه امتداد آن تا شبى كه در ايران مراسم شب قدر انجام مى‏شود استمرار مى‏يابد . به عبارت ديگر همه شب‏ها و روزها همين حالت را دارند كه در عرض 24 ساعت‏به صورت متخالف و تدريجى كل زمين را پوشش مى‏دهند . از همين رو در روايات وارد شده است كه فضيلت روز قدر كمتر از شب قدر نيست .

 جايگاه و اهميت‏شب قدر

 

چنان‏كه درك شب قدر، كارى است مشكل، بيان جايگاه و «قدر» شب قدر عملى است دشوار كه تنها راه‏يافتگان به آن شب عزيز مى‏توانند واقعيت و حقيقت آن را بيان دارند; چراكه قرآن به پيامبر خدا فرمود: «وما ادراك ماليلة القدر» ; «و تو چه دانى شب قدر چيست؟»

 

در وصف آن همين بس كه «خير من الف شهر» ; «از هزار ماه برتر است‏» و مسائلى بر قدر و منزلت اين شب افزوده است، از جمله:

 

1 . نزول قرآن:

نزول جامع‏ترين، كامل‏ترين و ماندگارترين كتاب الهى برعظمت و منزلت‏شب قدر افزوده است . قرآن خود مى‏گويد: «شهر رمضان الذى انزل فيه القران‏»  ; «ماه [مبارك] رمضان ماهى است كه در آن قرآن نازل شده است .» اما در چه شبى از شبهاى آن ماه، قرآن نازل شده است؟ آيه ديگر بيان مى‏كند كه «انا انزلناه فى ليلة مباركة‏»  ; «به راستى، آن [قرآن] را در شبى پربركت نازل كرديم .» و اين شب مبارك را در سوره قدر مشخص فرموده كه «انا انزلناه فى ليلة القدر»  ; «به حقيقت ما آن [قرآن] را در شب قدر فرود آورديم .» پس بايد گفت نزول قرآن در چنين شبى بر عظمت آن مى‏افزايد . اين نكته را هم اضافه كنيم كه اين نزول، نزول دفعى است‏بر قلب رسول گرامى اسلام، نه نزول تدريجى كه آغاز آن با آغاز بعثت‏يعنى بيست و هفتم رجب همراه است .

 

2 . تقدير امور:

در نام‏گذارى شب قدر بيانهاى مختلفى وارد شده است: برخى آن را به معناى شبى با عظمت و بزرگ «ليلة العظمة  » گرفته‏اند ; چراكه قدر در قرآن به معناى منزلت و بزرگى خداوند آمده، در آيه‏اى مى‏خوانيم: «ماقدروا الله حق قدره‏»  ; «قدر ندانستند [و نشناختند] خدا را آنگونه كه حق عظمت او بود .»

 

«قدر» به معناى تقدير و اندازه‏گيرى و تنظيم است . اين معنى را هم لغت تاييد مى‏كند و هم قرآن و روايات . راغب اصفهانى مى‏گويد: «ليلة القدر اى ليلة قيضها لامور مخصوصة  ; شب قدر يعنى شبى كه [خداوند] براى [تنظيم و تعيين] امور مخصوصى آن را آماده [و مقرر] نموده است .» و قرآن كريم مى‏فرمايد: در آن شب «يفرق كل امر حكيم‏»  ; «هركارى بر طبق حكمت [خداوند] جدا [و تعيين و تنظيم] مى‏گردد .»

 

و امام صادق عليه السلام فرمود: «التقدير فى ليلة القدر تسعة عشر، والابرام فى ليلة احدى و عشرين والامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين  ; تقدير امور [و سرنوشتها] در شب قدر، يعنى شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم، و امضا [ى‏آن] در شب بيست و سوم [صورت مى‏گيرد] .» و امام هشتم عليه السلام فرمود: «... يقدر فيها ما يكون فى السنة من خير او شر او مضرة او منفعة او رزق او اجل و لذلك سميت ليلة القدر; در آن شب [قدر آنچه كه در سال واقع مى‏شود، تقدير و اندازه‏گيرى مى‏شود، از نيكى و بدى و زيان و سود و روزى و مرگ . به همين جهت نيز شب قدر [شب اندازه گيرى] ناميده شده است .»

 

و طبق روايات فراوانى  سرنوشت افراد براى سال بعد، مانند: رزق و روزى، مرگ و ميرها، خوشى و ناخوشيها، حج رفتن و حوادث ديگر زندگى، براساس استعدادها و لياقتها، رقم مى‏خورد، و اين تقدير حكيمانه هم، در انسان هيچ گونه «اجبار» و «سلب اختيارى‏» به وجود نمى‏آورد . مى‏توان بين تمام اقوال اين گونه جمع كرد كه در اين شب با عظمت و بزرگ، با فرود ملائكه آسمانى، تقديرات يك سال مشخص و بر قلب حجت زمان عليه السلام عرضه مى‏شود .

 

3 . سند امامت:

شب قدر بزرگ‏ترين سند امامت و تداوم آن در طول زمان است . در روايات فراوانى، وجود شب قدر را در هر زمان دليل لزوم امامت و بقاى آن دانسته‏اند، لذا سوره قدر به منزله شناسنامه اهل بيت عليهم السلام شمرده شده است كه به برخى روايات اشاره مى‏شود:

 

از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود: على عليه السلام زياد مى‏فرمود: هيچ‏گاه تيمى و عدوى [ابوبكر و عمر] خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله جمع نشدند مگر آنكه آن حضرت [سوره] «انا انزلناه ...» را با خشوع و گريه مى‏خواند، سپس آن دو عرض مى‏كردند چقدر رقت‏شما نسبت‏به اين سوره شديد است . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمود: به جهت آنچه چشمم ديده و دلم فهميده است و به جهت آنچه دل اين شخص [يعنى على عليه السلام] پس از من خواهد ديد . آن دو مى‏گفتند: مگر شما چه ديده‏اى و او چه مى‏بيند؟

 

فرمود: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله براى آن دو نوشت «تنزل الملائكة والروح فيها باذن ربهم من كل امر» ; «ملائكه و روح در آن شب با اذن پروردگارشان براى (تقدير) هر كارى نازل مى‏شوند .» آن‏گاه مى‏فرمود: آيا بعد از «كل امر; تمام امرها» كه خداوند مى‏فرمايد، چيزى باقى خواهد ماند؟ مى‏گفتند: نه . سپس حضرت مى‏فرمود: آيا مى‏دانيد آن كسى كه هر امرى بر او نازل مى‏شود كيست؟ مى‏گفتند: تو هستى اى رسول خدا! آن‏گاه مى‏فرمود: بله [ولى] آيا شب قدر بعد از من هم ادامه دارد؟ مى‏گفتند: بله . مى‏فرمود: آيا [در شبهاى قدر] بعد از من هم آن امر نازل مى‏شود؟ مى‏گفتند: بله . سپس مى‏فرمود: بر چه كسى؟ مى‏گفتند: نمى‏دانيم . سپس آن حضرت از سر من [على] مى‏گرفت (و دست را روى سر من قرار مى‏داد) و مى‏فرمود: اگر نمى‏دانيد بدانيد، آن شخص پس از من اين مرد است .

 

فرمود: پس آن گاه آن دو نفر هميشه اين‏گونه بودند كه شب قدر را بعد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به سبب هراسى كه بر دل آن دو مى‏افتاد، مى‏شناختند . »

 

و در جاى ديگر على عليه السلام فرمود: «به حقيقت‏شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل مى‏شود و به راستى براى آن امر صاحبان امرى است . عرضه شد آنان چه كسانى هستند؟ فرمود: «انا و احد عشر من صلبى ائمة محدثون  ; من و يازده [امام] از نسل من كه [همه] امامانى محدث مى‏باشند [كه ملائكه را نمى‏بينند ولى صداى آنها را مى‏شنوند] .»

 

و در برخى روايات آمده كه خود ولايت على عليه السلام‏و ائمه عليهم السلام‏جزء تقديرات آن شب است  و دستور داده‏اند كه با مخالفان براى اثبات امامت و بقاى آن و زنده بودن مهدى عليه السلام به شب قدر استدلال كنيد . آرى، بقاى شب قدر دليل محكمى است‏بر بقاى امامت و بقاى امامت اقتضا مى‏كند حيات و زنده بودن مهدى عليه السلام را و حيات مهدى عليه السلام نشانه حيات مذهب پيشتاز و هميشه در صحنه تشيع است . لذا اسلام اصيل و قرآن تا ابد زنده است .

 

از اينجا روشن شد كه شب قدر، يعنى شب ولايت و امامت  و معناى رواياتى كه شب قدر را به فاطمه زهرا عليها السلام‏تفسير نموده (است، روشن شد كه حقيقت‏شب قدر امامت و ولايت است و حقيقت ولايت و امامت زهراى مرضيه عليها السلام است .

 

4 . بخشش گناهان:

يكى ديگر از ويژگيهاى شب قدر بخشش گناهان و عفو عاصيان و مجرمان است، لذا بايد تلاش نمود تا اين فيض عظماى الهى شامل حال انسان شود . واى به حال انسانى كه در شب قدر مورد غفران الهى قرار نگيرد; چنان كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمود: «من ادرك ليلة القدر فلم يغفر له فابعده الله  ; كسى كه شب قدر را درك كند، پس بخشيده نشود [و مورد حمت‏بى‏پايان الهى واقع نشود] پس خدا او را [از رحمت‏خويش] دور مى‏سازد .»

 

و در جاى ديگر فرمود: «من حرمها فقد حرم الخير كله ولايحرم خيرها الا محروم  ; هركس كه از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات محروم [و بى‏نصيب] شده است و محروم نمى‏ماند از [بركات و] خيرات شب قدر، مگر كسى كه [با اعمال خويش] خود را محروم نموده باشد .»

 

لذا بايد تلاش مضاعف نمود تا غفران الهى در اين شب بخشش گناهان شامل حال انسان گردد .

 

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمود: «من قام ليلة القدر ايمانا واحتسابا، غفر له ما تقدم من ذنبه  ; كسى كه در شب قدر به پاخيزد [و آن شب را] از روى ايمان و محاسبه [و اخلاص‏بيدار باشد،] گناهان گذشته‏اش بخشوده مى‏شود .»

 

در بحارالانوار در ذيل اين روايت اضافه شده: «من صلى ليلة‏القدر ايمانا واحتسابا غفرالله ماتقدم من ذنبه  ; هركس در شب‏قدر، از روى ايمان و محاسبه [و اخلاص] نماز گذارد، خداوند گناهان گذشته او را مى‏بخشد .»