علي شوهاني نژاد - مسئول روابط عمومي حوزه هنري استان ايلام
آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود.
آدم خوار: انسان دوست افراطي
آدم مغرور: كسي كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد : يه وجب بلند تر بزن
احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد
ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد.
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند.
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را.
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند.
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند.
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند.
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر.
چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند.
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود.
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت.
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود.
دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود.
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است.
رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف.
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال.
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست.
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند.
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد.
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود.
سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود.
ماچ : بوسه اي كه هنوز رنگ آرتيستي نگرفته.
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند.
معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود.
موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند.
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد .