علی شوهانی نژاد - ایلام
عطش
عطش به کودکان ،عمو !دگر امان نمیدهد
رها گذار مشک را که آب جان نمیدهد
صدای انفجار سخت، شهر را تکانده است
صدای گریه کاخ را ولی تکان نمیدهد
به خواب رفته مادری کنار کودکش ولی
شب است؛ گاهواره را کسی تکان نمیدهد
و تانک پارک میکند کنار گاهواره ات
و ضربههای سنگ، تانک را تکان نمیدهد
هنوز جمعه جمعه ها در انتظار مهدیام
همان کسی که لحظهای به کفر امان نمیدهد...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۵۱ ب.ظ توسط امیر محمد
|